ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٩ - خرافات و مجعولات اهل كتاب بخصوص يهود، از طريق عالم نمايان مسلمان در بين مسلمين نشر يافته است
غافل شدند، و اين جهل و غفلت باعث شد كه آن نفوس طيبه و طاهره را هم مانند نفوس شرير مردم پست و فرومايه بدانند كه از شرف انسانيت جز اسم بهره و بويى ندارند، نفوسى كه يك روز بر سر آز و شهوت، عرض و مال خود را مىبازند و روزى خود را بر سر اينكار از دست مىدهند[١]- سبحان اللَّه- همين مردم فرومايه هم با همه پستى و نادانىشان هيچ وقت راضى نمىشوند نسبتهايى كه اين عالمنماها به خدا و انبيا مىدهند به خداى خود و پيغمبران خود بدهند، و هرگز حاضر نيستند زمام امور دنيايشان را بلكه زمام امور خانه و اهل و عيالشان را به دست كسانى بسپارند كه اين عالمنماها آنها را انبياء ميخوانند، چطور راضى خواهند شد كه خداى عليم و حكيم آنها و انبيايشان چنين خدا و چنين انبيايى باشند.
خود مردم عامى و بلكه فرومايهگان آنها هم مىدانند كه خداوند اگر انبيايى مبعوث نموده براى اين بوده كه فردا مردم عذرى نداشته باشند. و مىدانند كه انبياء از هر لغزش و گناهى معصومند و اگر معصوم نباشند و جايز باشد كه پيغمبرى كافر و يا فاسق و فاجر شود و يا مردم را به شرك و وثنيت دعوت كند آن گاه پاى خود را كنار كشيده و تقصير را به گردن شيطان گذارد، غرض از بعثت حاصل نمىشود، چون در چنين صورتى از مردم هيچ توقعى نمىتوان داشت و خداوند هيچ حجتى بر مردم نخواهد داشت.
[خرافات و مجعولات اهل كتاب بخصوص يهود، از طريق عالم نمايان مسلمان در بين مسلمين نشر يافته است]
آرى، مردم عوام اين معنا را درك مىكنند ولى اين گمراهان عالمنما كه علم خود را سرمايه و سلاح براى اضلال مردم قرار دادهاند از درك آن عاجز ماندهاند، و وقتى اين مطالب را مىشنوند و بحث از عصمت انبياء و موهبتها و مواقف روحى آنان به ميان مىآيد آن را شرك و غلو در باره بندگان خدا دانسته و به امثال آيه (قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ)- بگو بدرستى من نيز بشرى مانند شمايم تمسك مىجويند، تقصير هم ندارند، براى اينكه پروردگارى را كه اينها تصور كردهاند بمراتب پائينتر از انبيا و صفاتى را كه براى ذات و افعال خدا قائلند بمراتب پائينتر از صفات و مقامات انبياء (ع) است.
و اينها همه مصائبى است كه اسلام و مسلمين از دست اهل كتاب مخصوصا يهود ديده و خرافاتى است كه به دست اينها جعل و در بين روايات ما گنجانيده شده و در نتيجه عدهاى هم به آن معتقد شدهاند، از آن جمله معتقد شدند كه خداى سبحان- كه قرآن كريم با جمله (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ)- هيچ چيز شبيه او نيست توصيف نموده،- العياذ باللَّه- مانند يكى از
[١] رجوع شود برواياتى كه عامه در باره حضرت داود، سليمان، ابراهيم و لوط روايت كردهاند تا صدق گفتار ما روشن گردد.