ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢١ - عفو و بخشش، حد مشروعيت آن و اسبابى كه براى مغفرت در قرآن آمده است (توبه و شفاعت)
[١] و نيز مىفرمايد:(وَ حَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا ثُمَّ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ)[٢] و نيز مىفرمايد:(الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ)[٣] و نيز مىفرمايد:( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ) - تا آنجا كه مىفرمايد- (عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ )[٤] و بايد دانست توبهاى كه در امثال آيه(عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ)[٥] است از قبيل توبه مورد بحث ما نيست زيرا در امثال اين آيات خداوند خبر از مغفرت و قبول توبه نمىدهد بلكه در حقيقت دعا به توبه مىكند و مثل اين است كه ما به يكديگر بگوئيم خدا از گناهت در گذرد چرا چنين و چنان كردى.
كما اينكه نظير اين تعبير در آيه(إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ)[٦] نيز بكار رفته است، چيزى كه هست در آن آيه دعاى به توبه شده بود و در اين آيه نفرين و همچنين مغفرتى كه در آيه(إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً، لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ)[٧] است از قبيل توبه و
[١] به جان پيغمبر سوگند كه خداوند در گذشت از مهاجرين و انصارى كه در سختترين اوقات پيروى كردند منويات و دستورات او را بعد از آنكه نزديك بود فشار سختى دلهاى عدهاى از آنان را از حق اعراض دهد. خداوند بعد از اين انحراف از آنان در گذشت، آرى او بر آنان رؤوف و مهربان است. سوره توبه آيه ١١٧.
[٢] بنى اسرائيل خيال كردند در برابر تكذيب و كشتن پيغمبران عقوبتى نخواهند ديد- چون بخيال خود فرزندان و دوستان خدا بودند- در نتيجه كور و كر شدند، آن گاه خداوند از توبهكاران آنان در گذشت ليكن بسيارى از همانها دو باره به كورى سابق خود برگشتند و خداوند بيناى به كارهايى است كه مىكنند.
سوره مائده آيه ٧١.
[٣] كسانى كه از شما زنان خود را اظهار مىكنند زنانشان به ظهار، مادران ايشان نمىشوند، مادران ايشان تنها همان كسانند كه آنان را زائيدهاند و آنان هر آينه حرف باطل و زشتى مىزنند و به درستى خداوند پر گذشت و بخشنده است. سوره مجادله آيه ٣.
[٤] اى كسانى كه ايمان آوردهايد! در حال احرام شكار را مكشيد- تا آنجا كه مىفرمايد- خداوند از شكارهايى كه قبل از اين در حال احرام كشتهايد در گذشت و ليكن اگر كسى بار ديگر آن را تكرار كند خداوند از او انتقام مىگيرد و خداوند عزيز و داراى انتقام است. سوره مائده آيه ٩٥.
[٥] بيامرزد خدا تو را، چرا به آنان اذن دادى؟. سوره توبه آيه ٤٣.
[٦] او فكرى كرد و ارزيابى نمود. خدا او را بكشد اين چه ارزيابى كردنى بود. سوره مدثر آيه ١٩.
[٧] ما تو را به فتح آشكارى در عالم پيروز مىگردانيم تا از گناه گذشته و آينده تو درگذريم. سوره فتح آيه ٢.