ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦٦ - آداب آن حضرت در خوردنيها و آشاميدنىها
مىنشست و غذا مىخورد، و روى زمين مىخوابيد.[١] ١٠٣- و در كتاب احياء العلوم مىگويد: رسول خدا ٦ وقتى براى خوردن مىنشست بين دو زانو و دو قدم خود را جمع مىكرد، همانطورى كه نمازگزار مىنشيند، الا اينكه يكى از زانوها و قدمها را روى زانو و قدم ديگر مىگذاشت، و مىفرمود: من بندهاى هستم و لذا مثل بندهها غذا مىخورم و مثل آنان مىنشينم.[٢] ١٠٤- و صفوانى در كتاب التعريف از على (ع) نقل كرده كه فرمود:
رسول خدا ٦ وقتى بر سر سفره غذا مىنشست مثل بندهاى مىنشست، و بر ران چپ خود تكيه مىكرد.[٣] ١٠٥- و در كتاب مكارم از ابن عباس نقل مىكند كه گفت: رسول خدا ٦ روى زمين مىنشست و گوسفندان را بين دو پاى خود گذاشته شير آنها را مىدوشيد و اگر غلامى از آن حضرت دعوت مىكرد مىپذيرفت.[٤] ١٠٦- و در محاسن به سند خود از حماد بن عثمان از ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ وقتى غذا ميل مىفرمود انگشتان خود را مىليسيد.[٥] ١٠٧- و در احتجاج از كتاب مواليد الصادقين نقل كرده كه گفته است: رسول خدا ٦ از تمامى انواع غذاها ميل مىفرمود، و هر چه را كه خدا حلال كرده، با اهل بيت و خدمتگزاران خود و هر وقت كه ايشان مىخوردند مىخورد، و هم چنين با كسى از مسلمانان كه او را دعوت مىكرد هم غذا مىشد، هر چه آنان مىخوردند مىخورد و روى هر چيزى مىخوردند مىخورد مگر اينكه براى آنها ميهمانى مىرسيد كه در اين صورت با آن ميهمان غذا ميل مىفرمود- تا آنجا كه مىگويد-: و از هر غذايى، بيشتر آن را دوست مىداشت كه شركت كنندگان در آن بيشتر باشند.[٦] مؤلف: اينكه در اين روايت داشت: و روى هر چيزى مىخوردند مىخورد، مقصود
[١] كافى ج ٦ ص ٢٧١ ح ١
[٢] احياء العلوم ج ٧ ص ١٢١
[٣] مستدرك الوسائل ج ٣ ص ٨٣ ح ٧
[٤] بحار ج ١٦ ص ٢٢٩ ح ٣٥ از مكارم الاخلاق
[٥] محاسن برقى ط اسلامى ص ٤٤٣ ح ٣١٣
[٦] مكارم الاخلاق ص ٢٦