ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤٥ - شرح و تفسير كلمات و جملات روايت مشهورى كه در باره اوصاف جسمى و احوال روحى پيامبر اكرم
بود، بطورى كه هيچ وقت درهم و دينارى نزدش نمىماند، حتى اگر وقتى چيزى نزدش زيادى مىماند و تا شب كسى را نمىيافت كه آن را به او بدهد، به خانه نمىرفت تا ذمه خود را از آن برى سازد و آن را به محتاجى برساند، و از آنچه خدا روزيش مىكرد بيش از آذوقه يك سال از خرما و جوى كه در دسترس بود براى خود ذخيره نمىكرد و ما بقى را در راه خدا صرف مىكرد، كسى از آن جناب چيزى درخواست نمىكرد مگر اينكه آن حضرت حاجتش را هر چه بود برآورده مىنمود، و همچنين مىداد تا آنكه نوبت مىرسيد به غذاى ذخيره يك سالهاش از آنهم ايثار مىفرمود، و بسيار اتفاق مىافتاد كه قبل از گذشتن يك سال قوت خود را انفاق كرده و اگر چيز ديگرى عايدش نمىشد خود محتاج شده بود.
غزالى سپس اضافه مىكند كه: رسول خدا ٦ حق را انفاذ مىكرد اگر چه ضررش عايد خودش و يا اصحابش مىشد.
و نيز مىگويد: رسول خدا ٦ دشمنان زيادى داشت و با اينحال در بين آنان تنها و بدون نگهبان رفت و آمد مىكرد.
و نيز مىگويد كه هيچ امرى از امور دنيا آن جناب را به هول و هراس در نمىآورد.
و نيز مىگويد: رسول خدا ٦ با فقرا مىنشست و با مساكين هم غذا مىشد و كسانى را كه داراى فضائل اخلاقى بودند احترام مىكرد، و با اشخاص آبرومند الفت مىگرفت، به اين معنى كه به آنان احسان مىنمود، و خويشاوندان را در عين اينكه بر افضل از آنان مقدم نمىداشت صله رحم مىكرد، به احدى از مردم جفا نمىنمود، و عذر هر معتذرى را مىپذيرفت.
و نيز مىگويد: رسول خدا ٦ داراى غلامان و كنيزانى بود و در خوراك و پوشاك از ايشان برترى نمىجست، و هيچ دقيقهاى از عمر شريفش را بيهوده و بدون عملى در راه خدا و يا كارى از كارهاى لازم خويشتن نمىگذراند، و گاهى براى سركشى به اصحاب خود به باغاتشان تشريف مىبرد، و هرگز مسكينى را براى تهى دستى و يا مرضش تحقير نمىكرد و از هيچ سلطانى به خاطر سلطنتش نمىترسيد، آن فقير و اين سلطان را به يك نحو دعوت به توحيد مىنمود[١].
١٦- و نيز در كتاب مزبور مىگويد: رسول خدا ٦ از همه مردم ديرتر به غضب درمىآمد و از همه زودتر آشتى مىكرد و خشنود مىشد و از همه مردم رؤوفتر
[١] احياء العلوم ج ٧ ص ١٢٠.