ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤١ - شرح و تفسير كلمات و جملات روايت مشهورى كه در باره اوصاف جسمى و احوال روحى پيامبر اكرم
آن را دارد اداء كند نه بيش از آن، و از كسى كه در مدحش اغراق مىكرده و زياده روى مىنموده نمىپذيرفت.
و معناى جمله: و لا يقطع على احد كلامه حتى يجوز اين است كه آن جناب سخن هيچ گويندهاى را قطع نمىكرد مگر آنكه از حق تجاوز مىكرده كه در آن صورت تذكر ميداده كه اين سخن تو درست نيست و يا برمىخاسته و مىرفته، و كلمه استفزاز بمعناى استخفاف است و منظور راوى اين است كه هيچ صحنهاى آن جناب را آن چنان بخشم در نمىآورد كه عقلش سبك شود و از جاى كنده شود.
٢- و در كتاب احياء العلوم است كه: رسول خدا گفتارش از همه فصيحتر و شيرينتر بود- تا آنجا كه ميگويد-: و سخنانش همه كلمات كوتاه و جامع و خالى از زوائد و وافى به تمام مقصود بود، و چنان بود كه گويى اجزاى آنان تابع يكديگرند، وقتى سخن مىگفت بين جملات را فاصله مىداد تا اگر كسى بخواهد سخنانش را حفظ كند فرصت داشته باشد، جوهره صدايش بلند و از تمامى مردم خوشنغمهتر بود.[١] ٣- و شيخ در كتاب تهذيب به سند خود از اسحاق بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر از پدران بزرگوارش از على (ع) نقل كرده كه فرمود: از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: من مبعوث شدهام به مكارم اخلاق و محاسن آن[٢].
٤- و در كتاب مكارم الاخلاق است كه ابى سعيد خدرى گفت: حياى رسول خدا ٦ از عروس حجله بيشتر بود، و چنان بود كه اگر چيزى را دوست نمىداشت ما از قيافهاش مىفهميديم.[٣] ٥- و در كتاب كافى به سند خود از محمد بن مسلم روايت مىكند كه گفت: شنيدم كه حضرت ابو جعفر (ع) مىفرمود: فرشتهاى نزد رسول اللَّه ٦ آمد و عرض كرد: خدايت مخير فرموده كه اگر خواهى بندهاى متواضع و رسول باشى و اگر خواهى پادشاهى رسول باشى، جبرئيل اين صحنه را مىديد رسول خدا ٦ از راه مشورت به جبرئيل نگريست، او با دست اشاره كرد كه افتادگى را اختيار كن و لذا رسول اللَّه ٦ در جواب آن فرشته فرمود: بندگى و تواضع را با رسالت اختيار كردم، فرشته
[١] احياء العلوم ج ٧ ص ١٣٠٥.
[٢] بحار ج ١٦ ص ٢٨٧ ح ١٤٢ از امالى شيخ صدوق.
[٣] مكارم الاخلاق ص ١٧.