ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤٠ - شرح و تفسير كلمات و جملات روايت مشهورى كه در باره اوصاف جسمى و احوال روحى پيامبر اكرم
چيز از آن يك سوم وقت را كه مخصوص خودش بود از مردم دريغ نمىكرد.
و كلمه رواد جمع رائد است و رائد بمعناى آن كسى است كه پيشاپيش كاروان مىرود تا براى كاروانيان منزل و براى حيوانات آنان چراگاهى پيدا كند و كارهايى ديگر از اين قبيل انجام دهد. و منظور از جمله لا يوطن الا ما كنت و ينهى عن ايطانها اين است كه رسول خدا ٦ جاى معينى از مجلس را بخود اختصاص نمىداد و چنين نبود كه اهل مجلس آن نقطه را خاص آن حضرت بدانند و كسى در آنجا ننشيند، زيرا مىترسيد عنوان بالانشينى و تقدم پيدا كند، و ديگران را نيز از چنين عملى نهى مىكرد. و جمله اذا انتهى الى قوم ... بمنزله تفسير آن جمله است، و معناى جمله لا تؤبن فيه الحرم اينست كه در حضور آن جناب كسى جرات نمىكرد از ناموس مردم به بدى ياد كند و اين فعل از ماده ابنة - بضم همزه- گرفته شده كه بمعناى عيب است و كلمه حرم - بضمه حاء و فتحه راء- جمع حرمة است. و كلمه تثنى در جمله: لا تثنى فلتاته از تثنيه گرفته شده كه بمعناى تكرار كردن است و كلمه فلتات جمع فلتة است كه بمعناى لغزش است و معناى جمله اين است كه اگر احيانا در مجلس آن جناب از احدى از جلساء لغزشى سر مىزند حضرت به همه مىفهماند كه اين عمل لغزش و خطا است و ديگر از كسى تكرار نشود و كلمه بشر - بكسره باء و سكون شين- بمعناى بشاش بودن چهره است و كلمه صخاب در باره كسى استعمال مىشود كه فريادى گوش خراش داشته باشد.
و در جمله حديثهم عنده حديث أوليتهم كلمه أولية جمع ولى است و گويا مراد از آن تابع و دنبال رو باشد، و معناى جمله اين باشد كه أصحاب وقتى با آن جناب سخن مىگفتند نوبت را رعايت مىكردند و چنين نبود كه يكى در سخن ديگرى داخل شود و يا ما دام كه سخن او تمام نشده سخن بگويد و يا مانع يكديگر شوند، و معناى جمله حتى أن كان أصحابه يستجلبونهم اين است كه اصحاب آن جناب وقتى مىديدند غريبهها و ناآشنايان به اخلاق آن جناب و با حرفهاى خارج از نزاكت خود آن جناب را مىآزارند آنان را نزد خود مىخواندند تا رسول خدا ٦ را از شر آنان نجات دهند.
و معناى جمله و لا يقبل الثناء الا من مكافئ اين است كه مدح و ثناء را تنها در مقابل نعمتى كه به يكى از آنان داده بود مىپذيرفت و اين عمل همان شكرى است كه در اسلام مدح شده پس كلمه مكافئ يا از مكافات بمعناى جزا دادن است و يا از مكافات بمعناى مساوات است كه اگر باين معنا باشد معناى جمله چنين مىشود: رسول خدا ٦ مدح و ثناء را از كسى مىپذيرفت كه مدح را به مقدارى كه طرف استحقاق