ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٧٩ - ادب نوح(ع) در گفتگويش با خداى تعالى در داستان دعوت فرزندش
(أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ )[١] در اينكه ظاهر گفتار نوح اين است كه مىخواهد دعا كند كه فرزندش از غرق نجات يابد شكى نيست، ليكن تدبر در آيات اين داستان كشف مىكند كه حقيقت امر غير آن چيزى است كه از ظاهر كلام استفاده مىشود، چون از يك طرف خداوند دستور داده كه او خودش و اهل بيتش و همه مؤمنين سوار بر كشتى شوند و فرموده:(احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ)[٢] و آنان را وعده داده كه نجاتشان دهد، و از آنان كسانى را كه عذاب شان حتمى بوده استثناء كرد، يكى از آنان همسر اوست و خداى تعالى در بارهاش فرموده:
(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ)[٣] و اما فرزندش، معلوم نيست كه او هم به دعوت پدر كفر ورزيده باشد، و اگر خداى متعال رفتار او را با پدرش و اينكه او خود را كنارى كشيد نقل فرموده، معلوم نيست كه كنارهگيريش از دين و دعوت پدر بوده بلكه ممكن است تنها مخالفت امر پدر را كرده و از سوار شدن كنارهگيرى كرده و اعراض نموده، پس احتمال مىرود كه او نيز اهل نجات باشد، براى اينكه ظاهر آيه اين است كه او از فرزندان وى است نه از كفار و اگر چنين باشد وعده الهى به نجات شامل او هم مىشود. از طرف ديگر به نوح وحى فرستاده و حكم حتمى خود را در باره امر مردم به وى اعلام نموده و فرموده:(وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ. وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ)[٤] حالا آيا مقصود از
[١] كشتى، آنها را در آن موجهاى كوه پيكر به هر سو مىبرد، و نوح فرزند خود را كه در كنارهاى بود بانگ زد: هان اى فرزند با ما سوار شو و در زمره كفار مباش.
در جواب گفت من همين ساعت به كوهى كه مرا از خطر غرق شدن نگهدارد پناه مىبرم- تا آنجا كه مىفرمايد- نوح خداى خود را ندا كرد و چنين عرض كرد: پروردگارا بدرستى فرزند من از اهل بيت من است، وعده تو هم حق است و تو احكم الحاكمينى، خداى تعالى فرمود: اى نوح او از اهل بيت تو نيست او عمل غير صالح است و تو بى خبرى، پس دم فرو بند و سؤالى كه علم بدان ندارى مكن، بدرستى تو را از اينكه از نادانان باشى بر حذر مىدارم. گفت پروردگارا من به تو پناه مىبرم از اينكه از تو درخواستى كنم كه بدان علم نداشته باشم و تو اگر مرا نبخشى و بر من رحم نكنى از زيانكاران خواهم بود. سوره هود آيه ٤٧.
[٢] سوار بر آن كن از هر نر و مادهاى يك جفت را و همچنين اهل خودت را مگر كسانى را كه عذاب ما بر آنها حتمى شده، و همچنين هر كسى را كه ايمان آورده با خود سوار كن. سوره هود آيه ٤٠.
[٣] خداوند براى بيدارى كفار از خواب غفلت به همسر نوح و همسر لوط مثل ميزند. سوره تحريم آيه ١٠.
[٤] و وحى فرستاد به نوح كه اى نوح از قوم تو جز كسانى كه تا كنون ايمان آوردهاند كسى ديگرى ايمان نخواهد آورد. پس از تكذيب و آزار آنان غمين مباش، و زير نظر ما و طبق دستور ما كشتى بساز و راجع به كسانى كه ظلم كردند از من درخواست عفو مكن، چه آنان غرق شدنى هستند. سوره هود آيه ٣٧.