ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٣ - بحث روايتى(رواياتى در باره صدقه دادن امام على(ع) انگشترى خود را در حال ركوع و نزول آيات گذشته در اين شان)
كرد و گفت: اين شخص بود. پس آيه شريفه(إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ ...) در اين باره نازل شد.[١] و نيز از موسى بن قيس حضرمى از سلمة بن كهيل روايت مىكند كه گفت على انگشتر خود را در حال ركوع صدقه داد اين آيه در حقش نازل شد:(إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ ...)[٢].
باز از همو از عوف بن عبيد بن ابى رافع، از پدرش، از جدش روايت كرده كه گفت داخل شدم به رسول خدا ٦ ديدم كه آن جناب در خوابست ليكن نه خواب معمولى بلكه حالت گرفتن وحى، و نيز ديدم مارى را كه در كنار خانه آن جناب است او را نكشتم چون ترسيدم از سر و صداى كشتن آن، رسول خدا ٦ بيدار شود ناچار براى نگهدارى و حفاظت آن جناب از آسيب مار، بين آن حضرت و بين مار خوابيدم تا اگر آسيبى دارد به من بزند. در اين ميان آن جناب بيدار شد در حالى كه اين آيه را در زبان داشت:
(إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ...).
آن گاه گفت الحمد للَّه و نزد من آمد و پرسيد چرا اينجا خوابيدهاى؟ من در پاسخ داستان مار را به عرضشان رسانيدم. فرمود برخيز و او را بكش، پس كشتم، آن گاه دست مرا گرفت و فرمود: اى ابا رافع بزودى پس از من قومى با على خواهند جنگيد، و جهاد با آن قوم حق خداست، پس هر كس نتواند با ايشان با دست جهاد كند بايد با زبان مقاتله نمايد و اگر با زبان هم نتوانست بايد با قلب خود از آنان بيزارى جويد، حكم خدا اين است و بس.[٣] مؤلف: روايات راجع به اينكه دو آيه مورد بحث در باره داستان صدقه دادن انگشتر على (ع) نازل شده بسيار است و ما عدهاى از آن روايات را از كتاب غاية المرام بحرانى نقل كرديم و اين روايات در كتابهايى هم كه غاية المرام از آنها روايت نقل مىكند موجود مىباشد، و ما از آنها اكتفاء كرديم به اين چند روايتى كه نقل شد با اينكه در باره كيفيت وقوع حادثه اختلاف دارند و در اين رواياتى كه ما نقل كرديم نام بردگان زير از صحابه رسول اللَّه ٦ در نقل آن شركت دارند: ابا ذر غفارى، عبد اللَّه بن عباس، انس بن مالك، عمار، جابر، سلمة بن كهيل، ابى رافع، عمرو بن عاص، و چند تن از امامان اهل بيت (ع) و آنها عبارتند از حضرات حسين بن على (ع) و على بن الحسين (ع) و محمد بن على و جعفر بن محمد و امام هادى على بن محمد (ع)، و همچنين تمامى ائمه تفسير بدون استثنا در نقل اين روايات شركت دارند و هيچيك در آنها
[١] نقل از غاية المرام ص ١٠٥- ١٠٦ حديث ١٢- ١٣- ١٦.
[٢] ( ٢ و ٣) نقل از غاية المرام ص ١٠٦ ح ٢٣- ٢٤.
[٣] ( ٢ و ٣) نقل از غاية المرام ص ١٠٦ ح ٢٣- ٢٤.