ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٩٤ - چند شاهد براى اينكه براى غير خداى سبحان علم اثبات شده، و مراد از لا علم لنا نفى مطلق علم نيست
(وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ)[١] و نيز فرموده:(وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ)[٢].
و عيسى بن مريم (ع) از جمله كسانى است كه آيه شامل او مىشود، و او رسول خدا و از كسانى است كه از روى علم به حق شهادت دادهاند، و نيز فرموده:(وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً)[٣] و مراد از رسول در اين آيه رسول خدا ٦ است، و اين مطلبى كه خداوند از وى حكايت مىكند جواب سؤالى است كه آيه مورد بحث مشتمل بر آن است و آن جمله(فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ) است، پس معلوم شد كه گفتار رسول اللَّه ٦ نيز همانطورى كه در آيه مورد بحث گفتيم جواب نهايى نيست.
و ثالثا: قرآن كريم هم پرسش از پيغمبران را ذكر فرموده و هم پرسش از مردمى را كه آن بزرگواران بسوى ايشان مبعوث بودهاند، كما اينكه فرموده:(فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ)[٤].
آن گاه از طرف امتها جوابهاى متعددى در مقابل سؤالات زيادى كه از آنان ميشود ذكر فرموده، و معلوم است كه اين جوابها مستلزم علم و اطلاع آنان است، كما اينكه سؤال هم، خود اشاره به علم آنان دارد، چون اگر آنان فاقد علم بودند سؤال از ايشان معنا نداشت، و نيز در باره آن امتها فرموده:(لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ)[٥] و نيز فرموده:(وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ)[٦] و آيات ديگر نيز بر اين معنا دلالت دارند، و وقتى
[١] و بر اعراف مردانىاند كه هر كسى را به قيافهاش مىشناسند. سوره اعراف آيه ٤٦.
[٢] و كسى از خدايان اين كفار مالك و داراى مقام شفاعت نيست، تنها كسى مىتواند شفاعت كند كه از روى علم شهادت به حق داده است. سوره زخرف آيه ٨٧.
[٣] و رسول مىگويد: بار پروردگارا قوم من( قريش) اين قرآن را متروك گذاشتند. سوره فرقان آيه ٣١.
[٤] پس هر آينه پرسش و بازخواست خواهيم نمود از مردمى كه پيغمبر به سويشان فرستاديم و هر آينه خواهيم پرسيد از آن پيغمبر. سوره اعراف آيه ٦.
[٥] تو در دنيا از اين رستاخيز غفلت داشتى، ما پرده غفلتت را دريديم، اينك امروز كه چشمت باز شده خيره شدى. سوره ق آيه ٢٣.
[٦] و اگر مىديدى چطور مجرمين سرهاى خود را از شرم حضور پروردگارشان بزير انداخته و التماس مىكنند كه خدايا چشم ما باز شد و ديديم آنچه را كه نمىديديم و گوش ما باز شد و شنيديم آنچه را كه نمىشنيديم، اينك ما را به دنيا برگردان، شايد كه ما با چنين يقينى كه به مبدأ و معاد پيدا كرديم به عمل صالح بپردازيم. سوره سجده آيه ١٣.