ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨ - بحث روايتى(رواياتى در باره صدقه دادن امام على(ع) انگشترى خود را در حال ركوع و نزول آيات گذشته در اين شان)
و اينكه امام صادق آيهاى را كه در حق شخص امير المؤمنين (ع) نازل شده به همه ائمه اهل بيت (ع) نسبت دادهاند از اين جهت است كه همه معصومين اهل يك بيت و تكليف مردم نسبت به همه يكى است.
و از تفسير ثعلبى نقل شده كه مىگفته است. ابو الحسن محمد بن قاسم فقيه مرا خبر داد از عبد اللَّه بن احمد شعرانى از ابو على احمد بن على بن رزين از مظفر بن حسن انصارى از سرى بن على وراق از يحيى بن عبد الحميد جمانى از قيس بن ربيع از اعمش از عباية بن ربعى كه گفت روزى عبد اللَّه عباس كنار زمزم نشسته و براى مردم حديث مىكرد و مرتب مىگفت قال رسول اللَّه ص ، قال رسول اللَّه ص تا اينكه مرد عمامه بسرى كه با عمامهاش صورتش را پوشانيده بود نزديك آمد و هر دفعه كه ابن عباس مىگفت قال رسول اللَّه ص و حديثش را مىخواند او نيز مىگفت قال رسول اللَّه ص و حديثى مىخواند، ابن عباس پرسيد تو را به خدا سوگند بگو ببينم كيستى؟ ابن ربعى مىگويد ديدم عمامه را از صورت خود كنار زد و گفت اى مردم هر كس مرا مىشناسد كه هيچ و هر كس مرا نمىشناسد بداند كه من جندب بن جناده بدرى ابو ذر غفاريم، با اين دو گوش خود از رسول خدا ٦ شنيدم و اگر دروغ بگويم خداوند آن دو را كر كند و با اين دو چشمم ديدم و اگر دروغ بگويم هر دو را كور كند، شنيدم كه فرمود: على قائد البررة و قاتل الكفرة، منصور من نصره، مخذول من خذله- على پيشوا و زمامدار نيكان است، على كشنده كافران است، على كسى است كه ياورش را خداوند نصرت مىدهد و دشمنش را خدا خذلان مىدهد .
هان اى مردم بدانيد كه روزى از روزها با رسول اللَّه ٦ نماز ظهر مىخواندم سائلى در مسجد از مردم چيزى سؤال كرد و كسى به وى چيزى نداد، سائل دست خود را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو سؤال كردم و كسى به من چيزى نداد، در همين حالى كه او شكوه مىكرد على (ع) در ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود اشاره به سائل كرد، سائل نزديك رفته و انگشتر را از انگشت آن جناب بيرون كرد، اين را هم بگويم كه على (ع) همواره انگشتر را در آن انگشت مىكرد. بارى رسول اللَّه ٦ ناظر تمامى اين جريانات بود و لذا وقتى نمازش تمام شد سر بسوى آسمان بلند نمود و عرض كرد: بار الها موسى از تو خواست تا شرح صدرش دهى و كارهايش را آسان سازى، و گره از زبانش بگشايى تا مردم گفتارش را بفهمند، و نيز در خواست كرد هارون را كه برادرش بود وزير و ياورش قرار دهى و با وى پشتش را محكم نموده و او را در كارها و ماموريتهايش شريك سازى، و تو در قرآن ناطقت پاسخش را چنين