ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧٤ - ٦ - پاسخ به يك شبهه و بيان رابطه بين اعمال و عبادات و رياضتها و مجاهدات با نفس انسانى
حاصل مىشود، حالا يا بطور مطلق اراده كند و يا با شرايط خاصى. مثل اينكه روح را براى كودكى غير مراهق آنهم در آينه احضار نمايد. برگشت روايتى هم كه نقل شد كه، نزد رسول اللَّه ٦ صحبت شد كه بعضى از ياران عيسى (ع) روى آب راه مىرفتهاند حضرت فرمود: اگر يقين آنها بيشتر بود روى هوا هم راه مىرفتند[١]، به همين معنا است، چون همان طورى كه ملاحظه مىكنيد روايت اشاره مىكند به اينكه اينگونه امور خارق عادت داير مدار يقين به خداى سبحان و مستقل در تاثير ندانستن اسباب عادى و مادى است.
بنا بر اين، ركون و اعتماد قدرت مطلقه الهى به هر درجه كه در انسان بالغ شود به همان اندازه اشيا برايش رام و منقاد مىشوند: (دقت بفرماييد).
جامعترين كلام در باره اين بحث همان فرمايش امام صادق (ع) است كه فرمود: هيچ بدنى از عملى كه نيت در آن قوى باشد ناتوان نشد[٢].
و نيز در حديثى كه به تواتر نقل شده فرمود: اعمال به نيتها بستگى دارند[٣].
پس روشن شد كه آثار دينى، اعمال و عبادات و همچنين آثار رياضتها و مجاهدات چنان است كه بين آنها و بين نفس انسانى روابط معنوى و باطنى بر قرار شده و در حقيقت اشتغال به آن عبادات و رياضات به هر مقدار كه باشد اشتغال به امر نفس است، و اگر كسى گمان كند كه آثار اخروى اين عمل مانند روح و ريحان و جنت و نعيم و يا آثار غريبه دنيويشان كه هيچيك از اسباب طبيعى نمىتواند آن آثار را نتيجه دهد مانند تصرف در ادراكات نفوس و در انواع ارادات آنها و تحريكات بىمحرك و همچنين اطلاع بر ما فى الضمير و حوادث آينده و اتصال به روحانيات و ارواح و امثال اينها از امور غريبه تنها اثر اعمال و رياضات هستند نه از آثار نفس، و خلاصه چنين پندارد كه اين رابطه سببى و مسببى رابطهايست بين اسكلت ظاهرى اعمال مزبور و نتايج مذكور، نه اينكه از آثار و شؤون باطنى نفس باشد، و يا خيال كند كه حتى بين اين آثار غريبه و بين عمل هم رابطهاى نيست بلكه بدون هيچ رابطه و تصرف، اتفاق اين آثار دنبال آن اعمال موجود مىشود، يا صرفا به اراده پروردگار و بدون اينكه اثر خاص اين اعمال باشد، دنبال آن اعمال موجود مىشود، چنين كسى در حقيقت خود را گول زده است.
[٦- پاسخ به يك شبهه و بيان رابطه بين اعمال و عبادات و رياضتها و مجاهدات با نفس انسانى]
٦- در اينجا لازم است اين نكته را خاطر نشان سازيم كه مبادا خواننده عزيز از مطالب
[١] ( ١، ٢) بحار الانوار ج ٧٠ ص ٢١٠- ٢١٢ و ص ٢٠٥ ح ١٤.
[٢] ( ١، ٢) بحار الانوار ج ٧٠ ص ٢١٠- ٢١٢ و ص ٢٠٥ ح ١٤.
[٣] سفينة البحار ج ٢ ص ٧٤٣.