ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤٧ - اختلاف مردم در مقام تذكر و درك اين حقيقت كه در طريق و مسير الى الله هستند
(فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى. وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً. وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى. قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى )[١].
و اين اختلاف در درك براى اين است كه متذكر به اين حقيقت هر لحظه كه به ياد آن مىافتد و متوجه مىشود كه نسبت به خداى خويش در چه موقفى قرار دارد و نسبت او با ساير اجزاى عالم چه نسبتى است، نفس خود را مىيابد كه منقطع و بريده از غير خداست و حال آنكه غير متذكر چنين دركى ندارد و همين متذكر هم قبل از تذكرش نفس خود را بسته و مربوط به عالم مىيافت و نيز مىيابد كه در برابرش حجابهايى است كه كسى را جز پروردگارش به آن حجابها مساس و دسترسى و احاطه و تاثير نيست تنها پروردگار او قادر بر رفع آن حجابها است پروردگارى كه او را هم از پشت سر دفع داده و دورش مىكند، و هم از پيش روى بوسيله قدرت و هدايت بسوى خود مىكشاند، و نيز نفس خود را مىيافت كه با پروردگار خود خلوتى دارد كه مونسى و دوستى جز او برايش نيست.
اينجا است كه معناى جملهاى كه بعد از جمله:(عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ) يعنى جمله(إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) و نيز معناى اين كلامش را كه فرمود:(أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها)[٢] بخوبى درك مىكند. و اينجاست كه ادراك و شعور نفس عوض شده و نفس از افق شرك به موطن عبوديت و مقام توحيد مهاجرت نموده و اگر عنايت الهى دستگيرش شود و توفيق شامل حالش گردد شرك و اعتقاد به موهومات و دورى از خدا و تكبر شيطانى و استغناى پوشالى و خيالى را يكى پس از ديگرى به توحيد و درك حقايق و نزديكى به خدا و تواضع رحمانى و فقر و عبوديت تبديل مىنمايد. و ما گر چه از نظر اينكه موجودى خاكنشين و دل بسته به علايقى هستيم كه ما را از درك حقايق مشغول نموده و نمىتوانيم آن طور كه بايد اين حقيقت را هم درك نماييم، و ما را مانع مىشود از اينكه بجاى اهتمام به فضلات اين دنياى فانى كه كلام الهى در بيانات خود آن را جز لهو و لعب
[١] پس كسى كه هدايت مرا پيروى كند گمراه و بدبخت نمىشود، و كسى كه روى بگرداند از ياد من پس بدرستى براى اوست معيشتى تنگ، و روز قيامت هم كور و نابينا محشورش مىكنيم. گويد:
پروردگارا چرا مرا نابينا محشور كردى، با اينكه من بينا بودم؟ مىگويد همين طور كه آيات ما بتو رسيد و ليكن از يادش بردى همچنين امروز از ياد مىروى. سوره طه آيه ١٢٦.
[٢] آيا كسى كه مرده دل و كافر بود و ما او را زنده و داراى ايمانش كرديم و براى او نورى قرار داديم كه با آن بين مردم مشى و رفتار مىكند مثل كسى است كه تو گويى در ظلمتها فرو رفته و از آن بيرون آمدنى نيست؟ سوره انعام آيه ١٢٢.