ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤٦ - اختلاف مردم در مقام تذكر و درك اين حقيقت كه در طريق و مسير الى الله هستند
و خداى سبحان سرانجامى را كه كار آدمى از جهت سعادت و شقاوت و رستگارى و حرمان به آنجا منتهى مىشود مبنى بر احوال و نفسانياتى نموده، كه آن احوال خود مبنى بر اعمالى است از انسان كه به دو نوع صالح و طالح و يا تقوا و فجور تقسيم مىشود، كما اينكه فرموده:(وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها)[١].
بنا بر اين همين آيات هم بطورى كه مىبينيد مسير و راهى را فرض كرده كه يكسر آن نفس معتدل و ساده، و يكسر ديگرش رستگارى و يا محروميت است، آن گاه اين دو نتيجه يعنى رستگارى يا محروميت را مبنى بر تزكيه نفس و آلودگى آن نمود، (و معلوم است كه اين تزكيه و آلودگى نفس مربوط به اخلاق و از مراحل آن است) آن گاه فضيلت و رذيلت را مبنى بر تقوا و فجور يعنى عمل نيك و بدى كرده كه آيات مذكور خوبى و بدى آنها را از فطريات و انسان را از جانب خداوند ملهم به آن دانسته است.
خلاصه اين آيات از شكل و چگونگى نفس تعدى ننموده و نفس را همانطور كه هست موجودى دانسته معتدل و ساده، موجودى كه تقوا و فجور را به آن نسبت مىدهند، موجودى كه با فجور آلوده و با تقوا تزكيه مىشود، آرى نفس همان مخلوقى است كه انسان از ناحيه آن و به ملاحظه آن محروم و يا رستگار مىشود، و اين معنايى كه قرآن بيان نموده همانطورى كه گفتيم و فهميديد معنايى است مطابق با مقتضاى تكوين، ليكن چنان نيست كه عموم مردم در درك اين معنا يكسان باشند.
[اختلاف مردم در مقام تذكر و درك اين حقيقت كه در طريق و مسير الى اللَّه هستند]
و بعبارت ديگر كسانى كه تنبه دارند و متذكرند به تذكرى كه هرگز دستخوش نسيان نشود با كسانى كه غفلت دارند، و واقعيتى را كه هيچ آنى از آن جدا نيستند (يعنى اينكه در زندگى در حال پيمودن راهى هستند كه يك قدم نمىتوانند از آن تخطى كرده يا يك لحظه آن را ترك گفته پا از آن بيرون نهند) را درك نمىكنند يكسان نيستند، چنان كه خداى تعالى فرموده:(هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ)[٢] و نيز فرموده:
[١] سوگند به نفس و كسى كه آن را چنين موزون آفريد، و پس از خلقت فجوران و تقوايش راى بان الهام كرد، به تحقيق رستگار شد كسى كه نفس راى تزكيه كرد و به تحقيق زيانكار و بى بهره شد آنكه قدر نفس راى نشناخت و از آن بهره بر نداشت. سوره شمس آيه ١٠.
[٢] آيا برابرند كسانى كه مىدانند و كسانى كه نمىدانند، جز اين نيست كه تنها صاحبان عقل متذكر مىشوند. سوره زمر آيه ٩.