ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٦ - بحث روايتى(رواياتى در باره چهار صنف حيواناتى كه در جاهليت احكام خاصى داشتند و اينكه واضع آن احكام كيست؟)
فرمود: اولين كسى كه بر مكه مسلط شد و در دين اسماعيل دست انداخت و بتها و صنمها را نصب كرد همانا عمرو بن لحى بن قمعة بن خندف بوده و او همان كسى است كه شكافتن گوش بحيره و نذر كردن سائبه و وصل كردن وصيله و حمايت از حامى را دائر كرد. آن گاه رسول اللَّه ٦ فرمود: من او را در آتش دوزخ ديدم، و ديدم كه اهل دوزخ همگى از بوى حلقوم او در اذيت بودند. و در روايت ديگرى است كه فرمود: ديدم حلقومش را در آتش مىكشيدند[١].
مؤلف: در الدر المنثور هم اين معنا به چند طريق از ابن عباس و ديگران روايت شده از آن جمله در كتاب مذكور است كه عبد الرزاق و ابن ابى شبيه و عبد بن حميد بن جرير از زيد بن اسلم روايت كردهاند كه گفت: رسول اللَّه ٦ فرمود: هر آينه من مىشناسم آن كسى را كه براى اولين بار سائبه را نذر كرد و بتها را به پا داشت، و همچنين اولين كسى را كه دين ابراهيم (ع) را تغيير داد مىشناسم.
اصحاب عرض كردند: يا رسول اللَّه چه كسى بود؟ فرمود: عمرو بن لحى مردى از بنى كعب بود، و من او را در آتش دوزخ ديدهام، و ديدم كه قصب[٢] او را در آتش مىكشيدند و بويى كه از قصب او برمىخواست اهل دوزخ را متاذى مىكرد، و من مىشناسم كسى را كه بحيره را دائر كرد. پرسيدند يا رسول اللَّه ٦ او كيست؟ فرمود: او مردى از بنى مدلج بود كه دو ماده شتر داشت، گوشهايشان را شكافته و شير و همچنين سوار شدن بر پشتشان را تحريم كرد و گفت اين دو شتر براى خدا باد، اتفاقا خودش هم به خوردن شير آنها محتاج شد و خورد، و هم بر پشت آنها نشست. آن گاه رسول اللَّه ٦ فرمود: من اين مرد را هم در آتش دوزخ ديدم، و ديدم كه همان دو شتر او را با دهنهايشان خرد مىكردند، و با لگدهاىشان مىكوبيدند[٣].
و نيز در الدر المنثور است كه احمد و عبد بن حميد و حكيم ترمذى در كتاب نوادر الاصول و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و بيهقى در كتاب اسماء و صفات از ابى الاحوص از پدرش نقل كردهاند كه گفت: من شرفياب حضور رسول اللَّه ٦
[١] مجمع البيان ج ٤ ص ٢٥٢.
[٢] قصب داراى معانى زيادى است ليكن معنايى كه با روايت مناسب باشد يكى مجارى حلقوم است و يكى استخوانهاى قلمه دست و پا.
[٣] در المنثور ج ٢ ص ٣٣٨.