ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩٨ - با توجه به اينكه قبل از هجرت، خمر تحريم شده بوده و صحابه از آن مطلع بودهاند اين روايات داراى اشكال هستند
(قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ)[١] نازل شده، و در اين مدت مديد، احدى از مؤمنين از معناى آن سؤال نكرده و مشركين هم با اينكه بزرگترين آرزويشان اين بوده كه به خيال خود نقض و اعتراضى بر قرآن وارد نمايند و جنجال راه بيندازند، در باره آن توضيحى نخواسته باشند، توجيه غير قابل قبول و بسيار بعيدى است. بلكه آنچه از تاريخ بدست مىآيد اين است كه تحريم شراب مانند تحريم شرك و زنا از ناحيه رسول خدا ٦ نزد مشركين معروف بوده، چنان كه ابن هشام در سيره خود از خلاد بن قره و ديگران از مشايخ بكر بن وائل از اهل علم نقل كرده كه اعشى بن قيس به قصد مكه و زيارت رسول اللَّه ٦ و تشرف به اسلام بيرون آمد و قصيدهاى را در مدح رسول اللَّه ٦ سروده بود كه مطلعش اين بيت بوده:
|
ا لم تغتمض عيناك ليلة ارمدا |
و بت كما بات السليم مسهدا[٢] |
|
نزديكىهاى شهر مكه به بعضى از مشركين قريش برخورد، مردى پرسيد، كجا؟
گفت: مكه، پرسيد به چه كار به مكه مىروى؟ گفت مىروم تا رسول اللَّه ٦ را ديدار نموده و اسلام آورم. مرد مكى گفت زنهار اى ابا بصير، مبادا چنين كارى كنى كه او زنا را تحريم مىكند. اعشى گفت: و اللَّه قسم من با زنا سر و كارى نداشته و از تحريم آن باكى ندارم. مرد مكى گفت: نه تنها زنا را تحريم مىكند بلكه شراب را هم تحريم مىكند، در اينجا اعشى در تصميم خود قدرى سست شد و گفت: داستان تحريم شراب كار مسلمان شدن را به تعويق مىاندازد، زيرا هنوز در دل من از محبت و علاقه به شراب بقايايى است كه نمىتوانم آن را ناديده بگيرم ناچار بر مىگردم و خود را يك امسال سيراب مىكنم و سال ديگر بر مىگردم، اعشى برگشت به قصد اينكه سال ديگر مسلمان شود ليكن اجل مهلتش نداد.
بنا بر اين با اينكه همه، حتى مشركين هم داستان تحريم شراب را اطلاع داشتند ديگر چه معنايى مىتوان براى رواياتى كه مىگويد قبل از نزول سوره مائده شراب حرام نبود و يا حرمتش معلوم نشده بود تصور كرد؟ مگر اينكه آنها را حمل كنيم بر اينكه اصحاب در آيات قرآنى اجتهاد كرده و از آيه سوره اعراف غفلت ورزيدهاند، مفسرين در باره معنى اين روايات
[١] بگو اى محمد پروردگار من زشتىهاى علنى و نهانى و ظلم بدون حق را تحريم كرده است و اين را كه به خداوند شرك بورزيد چيزى را كه خداوند سند و دليلى بر شريك بودن آن نازل نكرده، و نيز تحريم فرموده اين را كه به خداوند نسبتهايى بدهيد كه به آن علم نداريد. سوره اعراف آيه ٣٣.
[٢] آيا چشمهاى خود را بهم نمىنهى در شبى كه درد چشم دارى؟ و همانطورى كه مار گزيده نمىخوابد شب را به بيدارى بسر مىبرى.