ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩٣ - رواياتى متضمن داستانهايى كه منجر به تحريم شراب در اسلام شده است
كنيم؟
گفتند: اينك شتر برادر زادهات على بن ابى طالب در همين نزديكى است، حمزه برخاست و شتر على (ع) را نحر نموده و كوهان و جگرش را برداشته و براى رفقاى خود آورد، على (ع) از جريان با خبر و ناراحت شد و بعنوان شكايت نزد رسول اللَّه ٦ رفت. رسول اللَّه به اتفاق على (ع) به راه افتاد تا حمزه را مؤاخذه كند، به حمزه خبر دادند كه اينك رسول اللَّه ٦ بيرون خانه است. حمزه خيلى از اين ماجرا ناراحت شد و با حالت خشم بيرون آمد. وقتى رسول اللَّه ٦ ديد كه حمزه خشمگين است برگشت. هشام مىگويد: در اينجا امام صادق (ع) فرمود كه حمزه به رسول اللَّه ٦ عرض كرد پسر ابى طالب چنان در تو نفوذ كرده كه هر جا بخواهد تو را مىكشد و مىبرد، پس حمزه بدرون خانه رفت و رسول اللَّه ٦ هم برگشت.
و نيز امام صادق (ع) فرمود: اين واقعه قبل از جنگ احد بود، بعد از اين واقعه آيات تحريم خمر نازل شد. رسول اللَّه ٦ دستور داد تا تمام ظرفهاى شراب را واژگون ساخته و شرابهاى موجود را از بين ببرند، سپس براى جنگ احد خيمه بيرون زد و مناديش ندا در داد تا همه مسلمين بسوى احد بيرون شوند. مردم همه بيرون شده و حمزه نيز بيرون شد، و چون قبلا به آن حال به رسول اللَّه ٦ برخورد كرده بود همه جا از آن جناب فاصله مىگرفت، تا آنكه دو لشكر روبرو شده و صف آراستند، حمزه در بين سپاهيان حمله گرانى افكند، بطورى كه در بين صفوف دشمن ناپديد شد، بعد از آنكه به قرارگاه خود برگشت و مردم تحذيرش كردند، و گفتند زنهار، اى عم رسول! مبادا كه قبل از عذر خواهى از رسول اللَّه ٦ خود را به كشتن دهى، بيا نخست آن جناب را از خود راضى كن سپس به ميدان برو، حمزه هيچ نگفت و حمله ديگرى نمود، در اين حمله نيز از نظرها ناپديد شد، پس از ساعتى برگشت و مردم بار ديگر تحذيرش كردند، حمزه ناگزير روى به جانب رسول اللَّه ٦ نهاد، آن جناب وقتى ديد كه عمويش مىآيد شتابان استقبالش نمود، و او را در بر گرفت، و با او معانقه نمود، و بين دو چشم عمو را را بوسه زد، و سپس فرمود حمله كند بر اين مردم، حمزه حمله ديگرى نمود و در آن حمله شهيد شد، حضرت رسول ٦ بدن او را با نمره كه پارچهايست پشمى و داراى راه راه سفيد و سياه كفن كرد.
در اينجا امام صادق (ع) اشاره به پرده در منزل خود كرد و فرمود: نظير اين