گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - ١٥ اقسام سهگانه قلب
عقل از ريشه «عِقال» است، همان پابندى كه بر شتر مىزنند تا حركت نكند و عقل را از اين جهت عقل گفتند چون انسان را از زشتىها باز مىدارد.
به اين علت به عقل، قلب هم مىگويند چون كه
يَتَقَلَّبُ مِن حَالٍ إلى حَالٍ
است؛ يعنى دائماً در حال دگرگونى است، مثل قلب جسمانى كه دائماً در حال تغيير است؛ لذا اگر يك دقيقه از كار بيفتد، عمر انسان به پايان مىرسد.
در روايات هم كلمه قلب زياد به كار رفته است از جمله همين روايت كه قلبهاى انسانها را به سه گونه تقسيم مىكند:
١. بعضى از مردم قلبشان مانند ظرف وارونه است كه چيزى از سعادت و خير و انوار الهى در آن جاى نمىگيرد حتّى اگر پاى منبر رسول خداو ائمّه عليهم السلام هم بنشيند فايده ندارد. يكى از مهمترين عواملى كه باعث مىشود قلب انسان وارونه شود و بميرد، انس به گناه است و گناه روى گناه كه رسول خدا فرمود:
«الذَّنْبُ عَلى الذَنْبٍ» [١]
يعنى گناه روى گناه دل را مىميراند و دل مرده دلى وارونه است.
٢. بعضى از مردم قلبشان بر اثر گناه سياه مىشود كه هر گناهى نقطه سياهى است در قلب كه اگر توبه كند پاك مىشود و اگر گناه ادامه پيدا كند اين نقطه وسيع مىشود و تمام قلب را مىپوشاند كه قرآن مىفرمايد: «وَأَحاطَتْ بِهِ خَطيئَتُهُ»؛ و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند». [٢]
اين گونه افراد گاهى به سمت خير هستند و گاهى به سمت شرّ كه هر كدام از خير و شر كه نيرومندتر باشد بر ديگرى غلبه پيدا مىكند.
٣. بعضى از مردم قلبشان گشاده و باز است نور خدا در آن مىدرخشد و حقايق را درك مىكند و بر سر دوراهى مىتواند تصميم بگيرد.
مهم اين است كه انسان بتواند در زندگى خود به اين مرحله برسد كه اين نياز
[١]. خصال، ص ٢٢٨
[٢]. سوره بقره، آيه ٨١