گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨ - ٣٣ زهد
بىبهره باشد، بلكه حقيقت زهد آن است كه اسير اينها نگردد، بلكه امير بر اينها باشد. امام صادق عليه السلام در حديثى مىفرمايند:
«الدُّنيا أصْغَرُ قَدْراً عِنْدَ اللَّهِ وعِندَ أنْبيائِهِ وأوليائِه مِن أنْ يَفْرَحوا بِشَيءٍ مِنها أو يَحْزَنوا عَلَيهِ، فَلا يَنْبَغِي لِعَالِمٍ وَلا لِعَاقِلٍ أن يَفْرَحَ بِعَرَضِ الدُّنْيا؛
دنيا در پيشگاه خدا و نزد انبيا و اولياى الهى كوچكتر از آن است كه آنها را خوشحال و ذوقزده كند، يا با از دست رفتن آن غمگين شوند، بنابراين براى هيچ عالِم و عاقلى سزاوار نيست كه از متاع ناپايدار دنيا خوشحال گردد». [١]
زهد اسلامى به معناى سادگى در زندگى و حذف تجملات و عدم اسارت در چنگال مال و مقام است و ارتباطى با رهبانيّت ندارد؛ چرا كه رهبانيت، جدايى و بيگانگى از جامعه است. در تاريخ آمده وقتى «عثمان بن مظعون» فرزندش را از دست داد، بسيار ناراحت شد، تا جايى كه در خانهاش مشغول عبادت شد و زندگى را ترك كرد، اين خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، او را خواست و فرمود:
«يا عُثْمانُ، إنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ و تَعالى لَمْ يَكْتُبْ عَلَيْنا الرَّهْبَانِيةَ، إنّما رَهْبانِيةُ امَّتي الجِهَادُ في سَبيلِ اللَّهِ [٢]
؛ اى عثمان خداوند متعال رهبانيت را براى امت من قرار نداده، رهبانيت امّت من جهاد در راه خداست».
سه نكته درباره زهد قابل ذكر است كه اشاره مىكنيم:
نكته اوّل آثار زهد است كه روايات زيادى در اين زمينه وجود دارد از جمله:
«مَنْ زَهِدَ في الدُّنْيا أثْبَتَ اللَّهُ الحِكْمَةَ في قَلْبِهِ وأنْطَقَ بها لِسَانَهُ وَبَصَّرَهُ عُيونَ الدُّنيا داءَها ودَواءَها وأخْرَجَهُ مِنَ الدُّنيا سالِماً إلى دارِ السَّلامِ؛
كسى كه زهد پيشه كند خداوند حكمت و بصيرت را در قلبش وارد مىكند و زبانش را به حكمت گويا مىنمايد و درد و درمان را به او مىشناساند و او را از دنيا سالم به دارالسلام،
[١]. تفسير روح البيان، ذيل آيه ٣٦ سوره نمل
[٢]. بحارالانوار، ج ٧٠، ص ١١٤