گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - ٢٤ ضمير پنهان و آشكار و خودشناسى
٣. اشاره به برهان علّت و معلول است چون وقتى انسان به خود مىنگرد مىبيند كه روح و جسم او معلول علّت ديگرى است و آن علّت هم كه پدر و مادر او باشند باز معلول علّت ديگرى هستند و اين سلسله علّت و معلول نمىتواند تا بىنهايت پيش برود چون تسلسل لازم مىآيد و تسلسل باطل است، در نتيجه اين علل و معلولات بايد به علّت نخستين كه همان علّة العلل و واجب الوجود است كه هستىاش از درون ذاتش مىجوشد و محتاج ديگرى نيست، ختم شود.
مانع بزرگى كه بر سر راه خودشناسى وجود دارد، حبّ ذات و خودخواهى و خودبينى است كه باعث مىشود انسان صفات رذيله و عيبهاى اخلاقى و نقاط ضعف خويش را نشناسد.
على عليه السلام مىفرمايند:
«جَهلُ المَرْءِ بِعيبهاهِ مِنْ اكْبَرِ ذُنُوبِهِ
؛ ناآگاهى انسان نسبت به عيبهايش از بزرگترين گناهان اوست». [١]
مرحوم فيض كاشانى براى پى بردن به عيبهاى خويش چهار راه را نشان مىدهد: [٢]
١. به سراغ استادى برود كه آگاه از عيبهاى نفس است و از ارشادات او بهره گيرد.
٢. دوست راستگو و با ايمان و آگاهى را پيدا كند و او را مراقب خويش قرار دهد كه هرگاه اخلاق و عيبهاى پنهان و آشكار او را ببيند به او اطّلاع دهد؛ چرا كه امام صادق عليه السلام فرموده است:
«احَبُّ اخْوانى الَىَّ مَنْ اهْدى الَىَّ عيبهاى
؛ محبوبترين برادران دينى نزد من كسى است كه عيبهاى مرا به من هديه كند». [٣] البتّه اين گونه افراد بسيار اندكند.
[١]. بحارالانوار، ج ٧٤، ص ٤١٩
[٢]. محجة البيضاء، ج ٥، ص ١١٢ تا ١١٤
[٣]. تحف العقول، حكمت ٨٩