گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - ٢٢ يك درس بزرگ اجتماعى
با مردم عمل كنيم با ما عمل مىشود چرا كه دنيا دار مجازات است و هر عملى، عكس العملى دارد، مثلًا اگر در دامنه كوهى قرار بگيريد و با صداى بلند بگوييد سلام، صداى شما منعكس مىشود و به طرف شما باز مىگردد. اعمال انسان در زندگى همين گونه است كه عكسالعملش را نشان مىدهد.
اگر در زندگى شيطان دقت كنيم خواهيم ديد كه عامل سقوط او، نگاه به نقطه منفى آدم بود، چرا كه وقتى خداوند آدم را آفريد دستور سجده را داد و شيطان سجده نكرد، وقتى خداوند علت عدم سجده را پرسيد، شيطان در جواب گفت:
خدايا من را از آتش آفريدى و آدم را از خاك و آتش از خاك برتر است، يعنى شيطان نقطه ضعف آدم را نگاه كرد كه آفرينش او از خاك باشد، اما نقطه قوت آدم را نگاه نكرد كه خداوند بعد از آفرينش آدم فرمود: من روحم را در او دميدم.
و سجده هم به خاطر فضيلت اين روح بود كه در آدم دميده شده بود.
شيطان با منفىنگرى خود عبادت شش هزار سالهاش را بىارزش كرد. در زندگى نبايد شيطانى فكر كنيم، بلكه بايد نقاط قوت را قبل از نقاط ضعف ببينيم.
نبايد دوست را به خاطر يك لغزش از خود برانيم. معمولًا ما انسانها اين گونه هستيم كه اگر كسى ٩٩ بار به ما خوبى كند اما يك بار بدى، ما خوبىهاى او را فراموش كرده و همان يك بدى را به رخش مىكشيم.
در حديثى آمده كه حضرت عيسى عليه السلام با حواريون از جايى رد مىشدند، در راه سگ مرده را ديدند و هر كدام از صحابه براى اين سگ عيبى را بيان كردند، يكى گفت: چشمهايش چقدر كثيف است و يكى درباره گوش و ديگرى درباره بينى آن سگ بدگويى كرد، وقتى نوبت به حضرت عيسى عليه السلام رسيد گفت: عجب دندانهاى سفيدى دارد. اصحاب گفتند: اين سگ با اين همه عيبهايى كه دارد شما سراغ دندانش رفتيد؟ حضرت فرمود: حتّى اگر درباره حيوان هم قضاوت مىكنيد انصاف را رعايت كنيد و خوبىهاى او را هم در نظر بگيريد.