گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩
فيها ألْفُ دِينارٍ وقال عليه السلام له: أمّا خَمْسُماءَةٍ فَاقْضِ بها دَيْنَكَ وأمّا خَمْسُماءَةٍ فَاسْتَعِنْ بِها عَلى دَهْرِك وَلا تَرْفَعْ حَاجَتَكَ إلّاإلى أحَدِ ثَلاثَةٍ: إلى ذِي دِيْنٍ أو مُروءَةٍ أو حَسَبٍ فَأمّا ذُو الدِّيْنِ فَيَصُونُ دِيْنَهُ وأمّا ذو المُروءَةِ فَإنَّهُ يَسْتَحِي لِمُروءَتِه وأمّا ذو الحَسَبِ فَيَعْلَمُ أنّكَ لم تُكْرِم وَجْهَكَ أنْ تَبْذُلَهُ لَهُ فِي حاجَتِك فَهُوَ يَصونُ وَجْهَكَ أنْ يَرُدُّكَ بِغَيْرِ قَضاءِ حَاجَتِكَ؛
پيرمردى از انصار خدمت امام حسين عليه السلام آمد و حاجتى داشت.
امام فرمود: «آبروى خود را حفظ كن از اينكه بخواهى آشكارا از من تقاضا كنى، حاجتت را در كاغذى بنويس و به من ده و من كار خود را انجام مىدهم». او نامهاى نوشت: «اى ابا عبداللَّه، فلان كس پانصد دينار از من طلبكار است و از من مىطلبد از او بخواهيد كه به من مهلت دهد تا توانايى پيدا كنم». هنگامى كه امام حسين عليه السلام نامه او را خواند داخل منزل شد، كيسهاى آورد كه در آن هزار دينار بود (هزار مثقال طلا) فرمود: پانصد دينار را براى اداى دين به تو دادم و با پانصد دينار ديگر مشكلات زندگانيت را حل كن و هرگاه خواستى تقاضا كنى از يكى از سه كس تقاضا كن، يا فرد ديندار، يا صاحب شخصيت، يا بزرگزادهاى؛ چرا كه ديندار، دينش سبب مىشود كه آبروى تو را حفظ كند، و انسان با شخصيت به خاطر شخصيتش شرم مىكند كه حاجتت را انجام ندهد، و بزرگزاده مىداند كه تو بىجهت از او خواهش نكردهاى، لذا آبروى تو را حفظ مىكند و تقاضاى تو را بىجواب نمىگذارد». [١]
٥. مردى از دشمنان اهل بيت عليهم السلام نزد امام سجاد عليه السلام آمد و حضرت را ناسزا و دشنام داد، امام در جواب چيزى نفرمود، وقتى آن مرد رفت، امام به حاضران فرمود: اكنون دوست دارم با من بياييد برويم نزد آن مرد، تا جواب مرا از دشنام او بشنويد، عرض كردند اى كاش جواب او را همان اوّل مىداديد، حضرت حركت كرد در حالى كه آيه «الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» [٢] را
[١]. اخلاق در قرآن، ج ٣، ص ١٥٤. به نقل از تحف العقول، ص ١٧٨
[٢]. سوره آل عمران، آيه ١٣٤