گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - ٣٦ شناخت حق
على عليه السلام بود. او افتخار دو هجرت را دارد يكى هجرت به حبشه و ديگر هجرت به مدينه. او در تمام جنگهاى پيامبر صلى الله عليه و آله شركت كرده بود، و علاقه خاصّى به على عليه السلام داشت و زمانى كه به خانه على عليه السلام هجوم آوردند و حضرت را به مسجد مىبردند، زبير با شمشير كشيده به عُمر حمله كرد و به بنىهاشم گفت:
«يا مَعْشَرَ بَنىهاشم ايفعلُ هذا بِعلىٍ وَانْتُمْ احْياءٌ
؛ اى گروه بنىهاشم، شما زندهايد و با على چنين رفتار مىكنند؟». [١]
زبير يكى از چهار نفرى است كه بعد از چهل شب دعوت على عليه السلام و حضرت زهرا عليها السلام حاضر شد با سر تراشيده و اسلحه خود با على عليه السلام بيعت كند. [٢]
امّا با اين همه سوابق درخشان مهمترين عوامل كه باعث لغزش آنها شد، دنياپرستى، جاهطلبى و مالدوستى آنها بود. كه امام عليه السلام در نهج البلاغه خطبه ١٦٩ به اين مطلب اشاره مىكند:
«وَإِنَّمَا طَلَبُوا هذِهِ الدُّنْيَا حَسَداً لِمَنْ أَفَاءَهَا اللَّهُ عَلَيْهِ، فَأَرَادُوا رَدَّ الْأُمُورِ عَلَى أَدْبَارِهَا
؛ همانا آنان اين دنيا را طلبيدند چون بر آن كس كه خدا آن را به او ارزانى داشته حسد ورزيدند و خواستند كار را به گذشته بازگردانند».
طلحه و زبير به امام عليه السلام گفتند: ما با تو بيعت كرديم كه در رهبرى با تو شريك باشيم. امام فرمود: شما با من بيعت كرديد كه مرا در وقت ناتوانى كمك كنيد.
زبير گمان مىكرد كه امام عليه السلام فرمانروايى عراق را به او واگذار مىكند و طلحه مىپنداشت كه حكومت يمن از آن او خواهد بود. امّا چون روش امام عليه السلام را در تقسيم بيتالمال ديدند و اينكه ديگران را به اداره امور استانها اعزام مىكند، مأيوس شدند و دست به شورش زدند و نتيجه اين شد كه طلحه به دست مروان بن حكم كشته شد و زبير وقتى احساس شكست كرد، تصميم به فرار به سوى
[١]. سفينة البحار، مادّه «زبر»
[٢]. آن چهار نفر: سلمان، ابوذر، مقداد و زبير بودند