گفتار معصومين( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - ٣٠ خداوند ستّار العيوب است
نكته سوم:
مبادا از اين ستّاريّت خداوند سوء استفاده كنيم و خيال كنيم خداوند ما را بخشيده است بلكه شايد اين مقدّمه عذاب و مجازات دردناك الهى باشد.
و كلام على عليه السلام بر همين مطلب اشاره دارد كه بيدار باشيد و از ستّار العيبها بودن خداوند سوء استفاده نكنيد.
نكته چهارم:
بايد پرتوى از صفات خداوند در بندگانش باشد، خداوند از هر عيبى منزّه است و بنده هم بايد سعى كند خود را از عيبها منزّه كند، بايد متخلّق به اخلاق خداوند بشود و آبروى ديگران را نريزد و تنها نقطهضعفها را نبيند.
با اين توضيح اجمالى درباره حديث مورد بحث، برويم سراغ بحث عيبجويى و عيبزدايى. يكى از ويژگىهاى انسان مؤمن عيبزدايى است و عيبجويى از صفات زشت است كه در مؤمن وجود ندارد، انسان وقتى به كمال مىرسد كه عيبهاى خويش را بشناسد و آن را برطرف سازد و اين در صورتى امكان دارد كه انسان اوّل عيبهاى خود را بشناسد چون تا انسان به نواقص خود آگاه نشود نمىتواند چارهجويى كند.
انسان از چند راه مىتواند به عيبها خود آگاه شود:
١. از راه مراقبه و محاسبه، كه انسان مواظب اعمال و رفتار خود باشد و خود را مورد حسابرسى قرار دهد، به خصوص اگر بتواند خود را با افراد صالح مقايسه كند، چرا كه وقتى خود را فاقد فضايل كمالات آنها مىبيند مىتواند به عيبهاى خود پى ببرد.
٢. عبرت گرفتن از رفتار افراد نادرست و بداخلاق كه بايد ادب را از بىادبان آموخت يعنى آنچه را كه آنها انجام مىدهند انسان برخلافش را انجام دهد.