پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - تحقيق و بررسى
حساب شده استفاده كنند.
تقيّه در اين گونه موارد به معناى عقبنشينى و خالى كردن ميدان نيست، بلكه به منظور باقىماندن در ميدان و مقاومت بيشتر در نيل به هدف است و يا به تعبير ديگر، تغيير شكل مبارزه و استفاده از روشهاى مثبت است. در مورد تقيّه ابراهيم خليل عليه السلام و يا مؤمن آل فرعون كه در دو ميدان مشابه يكديگر به مبارزه برخاسته بودند، اين نوع تقيّه به خوبى آشكار است. رواياتى كه تقيّه را «سپر دفاعى» و «ترس المؤمن» و «حرز المؤمن» معرفى كرده اشاره به همين معنا است.
٢- گاهى هدف از تقيّه جلوگيرى از هدر رفتن بىدليل نيروهاست، به عنوان مثال بسيار اتّفاق مىافتد كه فرد يا افرادى با اظهار عقيده باطنى، براى هميشه از صحنه مبارزات اجتماعى طرد مىشوند، بدون آن كه نتيجهاى در برابر اظهار عقيده خود گرفته باشند. در اين جا عقل و منطق حكم مىكند كه گرفتار احساسات بىدليل كه نتيجهاش به هدر رفتن نيروهاست نشوند و نيروها را براى موقع لزوم حفظ كنند. تقيّه بعضى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله مانند عمّار ياسر و بعضى ديگر از صحابه در برابر دشمنان لجوجى كه تنها به اظهار تنفّر زبانى دلخوش بودند و بدون آن طرف را نابود مىكردند، از اين قبيل است. در اين گونه موارد عقل فرمان مىدهد كه با يك تقيّه مختصر، نيروهاى انسانى خود را حفظ كنند، تا به موقع بتوانند بر پيكر دشمنانى همانند مشركان مكّه، ضربه قاطع وارد كنند؛ در واقع اين نوع تقيّه از قانون اهمّ و مهم الهام مىگيرد كه قانونى است عقلايى و در همه شئون زندگى جارى است.
رواياتى كه تقيّه را به منزله «سَر» نسبت به «بدن» معرّفى مىكند، ممكن است اشاره به اين نوع تقيّه يا قسم سابق باشد.
٣- گاهى براى حفظ وحدت و جلوگيرى از تفرقه و سوء استفاده دشمن از پراكندگى، موقعيّت ايجاب مىكند كه پارهاى از افراد عقيده واقعى خود را مكتوم