پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥ - توضيح و تفسير
يكى از پاپها به نام «پاپ اينوسان سوّم» يكى از ديرها را به عنوان «فاحشه خانه»! توصيف كرد. [١]
از آن چه گفتيم به طور ضمنى نتيجه گرفته شد كه رهبانيّت نوعى بدعت بود كه در مسيحيّت گذاشته شد.
٢- انگيزه روانى و اجتماعى رهبانيّت چه بود؟
به نظر مىرسد (و تاريخ هم گواهى مىدهد) كه رهبانيّت يك نوع واكنش منفى روانى در برابر شكستهاى اجتماعى بود، زيرا مىدانيم شكست يك فرد يا يك ملّت گاهى به صورت يك عامل سازنده، تجلّى مىكند، و فرد يا جامعه را به سراغ شستشوى نقطههاى ضعف مىفرستد كه اين مخصوص افراد و جوامعى است كه ذاتاً مثبت و فعّال باشند، ولى گاهى، سرچشمه يأس و بدبينى و گريز از اجتماع و پناه بردن به تخيّلات و جستجوى اهداف نهايى در عالم خيال مىگردد، و اين در مورد افرادى است كه منفى، تنبل و ناتوان بار آمدهاند.
البتّه گاهى مىشود كه افراد تنپرور و بىعُرضه نيز زير پوشش عنوان رهبانيّت، چهره اصلى خود را پنهان مىسازند، و تنبلى و تنپرورى را به عنوان يك عمل مقدّس مذهبى منعكس مىكنند.
٣- خطرات رهبانيّت چيست؟
رهبانيّت تمام زيانهاى «انزواى اجتماعى» را در بر دارد و از آن جا كه بر خلاف روح اجتماعى انسان است، علاوه بر تضعيف بنيه جامعه، موجب انحرافاتِ اخلاقى و روانى نيز مىگردد و از نظر اجتماعى ميدان را براى طبقات استثماركننده، مىگشايد و به آنها امكان مىدهد كه از منابع حيات هر چه بيشتر بهره گيرند و همه چيز را به خود اختصاص دهند.
[١]. تاريخ ويل دورانت، ج ١٣، ص ٤٤٣.