پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - مدارك روشن
« «وَ أَنْ لَيْسَ لِلإنْسانِ إلَّامَا سَعَى»؛ و اين كه براى انسان بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست» [١].
اين آيات انسان غير فعّال را، يك نوع برده و گروگان آزاد نشده معرّفى مىكند كه شرط آزادى او تلاش و فعّاليّت است، زيرا با صراحت مىگويد: «هر انسانى در گرو كار و كوشش خويش است».
آيات مختلف جهاد و اهمّيّتى كه اين دستور در ميان دستورهاى اسلامى دارد و آيه:
« «إنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأنْفُسِهِمْ»؛ خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمىدهد مگر آن كه آنان آن چه در خودشان است تغيير دهند» [٢].
و نيز:
« «ذلِكَ بِأنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِّعْمَةً أنْعَمَهَا عَلَى قَومٍ حَتَّى يُغَيِّروُاْ مَا بِأنفُسِهِمْ»؛ اين به خاطر آن است كه خداوند هيچ نعمتى را كه به گروهى داده تغيير نمىدهد جز آن كه آنها خودشان را تغيير دهند» [٣].
گواه روشنى بر اين هستند كه سرنوشت ملّتها و پيروزى و شكست آنها معلول قضا و قدر جبرى نيست، بلكه معلول مجاهدتها و يا سستى و تنبلى، خود آنهاست؛ منتها هميشه از يك سو افراد تنبل و بيكاره، براى سرپوش گذاشتن روى شكستهاى خود و رهايى يافتن از مسئوليّتها و عواقب سوء اعمال خويش، با تحريف مفهوم اصلى قضا و قدر و تفسير آن به يك معناى جبرى، اين چنين وانمود مىكنند كه عامل نيرومندى، فوق اراده آنها، بىاختيار آنها را به اين صحنهها
[١]. سوره نجم، آيه ٣٩.
[٢]. سوره رعد، آيه ١١.
[٣]. سوره انفال، آيه ٥٣.