پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - عشق به نظام
«زيباترين و عميقترين احساسى كه ممكن است به ما دست دهد، حسّ عرفانى است، او است كه تخم همه علوم واقعى را در دلها مىنشاند. كسى كه از اين حس بىخبر است، كسى كه ديگر نمىتواند دستخوش حيرت شود و يا به حالت بهت زدگى در آيد، گويى مرده است». [١]
«گلبرت» نويسنده كتاب «مهاجرت افكار»، تحت عنوان دين و هنر چنين مىنويسد:
«دين يكى از اساسىترين منابع احساس هنرى و ابتكار به شمار مىرود، چنان كه هنر نيز يكى از بهترين وسيلههاى ابراز كيفيّت تفكّر دينى است و در سراسر جهان- از معابد چين گرفته تا مجسّمههاى مكزيك هنرمندان، عالىترين و بهترين نمونههاى فنّى و هنرى را براى بزرگداشت خدايان به وجود آوردهاند» [٢].
عشق به نظام:
تحليل نهايى به ما نشان مىدهد كه احساسات چهارگانه بالا كه انگيزههاى اصلى روح انسانى هستند، قدر مشتركى دارند كه مىتوان از آن به «عشق به نظام» تعبير كرد.
علوم و دانشها كه از حس راستى سرچشمه مىگيرند، در حقيقت بازگشتى به درك نظام آفرينش و قوانين عمومى آن يا ريزه كارىها و خصوصيّات و مشخّصات اين جهان پهناور است، بنابراين «عشق به علم» در حقيقت «عشق به درك نظامات هستى» است.
ملكات اخلاقى و حالات و كيفيّات روانى كه تجلّيات حسّ نيكى است، در واقع
[١]. همان، ص ٨٠.
[٢]. نقل از ترجمه كتاب مزبور به زبان عربى تحت عنوان «هجرة الافكار» ترجمه شفيق اسعد فريق، ص ٣٩- ٦٩.