پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - اشتباهات فرويد
خودكامگى پدر و واكنشهاى شديد پسران قبيله معرّفى شده، قبل از غريزه جنسى و مشتقّات آن، قرار گرفته وگرنه چه دليلى داشت كه آن پدر خيالى، تمام زنان را منحصر به خود كند و چه مانعى داشت هم خود و هم ديگران از آنها بهره ببرند، آيا او در تمام شبها و روزها به همه زنان قبيله، نياز جنسى داشت؟
وانگهى چه دليلى داشت كه پسرها بعد از قتل پدر، ندامت پيدا كنند و زنان قبيله را بر خود تحريم نمايند؟ چه مىشد آن چنان كه در بعضى از جوامع امروزى كه به سوى نوعى توحّش باز گشتهاند، به صورت مشترك از آنها استفاده مىكردند؟!
و در استنتاجات ديگر او نيز ايراد كم نيست، و يك دنيا چسب لازم است تا بتوان آن همه قوانين اجتماعى و اصول اخلاقى و پديدههاى روانى را با افسانه قتل پدر، ارتباط و پيوند داد.
٤- ريشه قوانين و وجدان اخلاقى
تضادّ در مسأله نيك و بد و تشخيص آن كه در فرضيّه «فرويد» از آثار قتل پدر در خانواده نخستين شمرده شده، در خودش نهفته است، زيرا از بين بردن پدر از آن جا سرچشمه مىگيرد كه او مزاحم و ستمگر است و مزاحم را بايد از ميان برداشت، اين انديشه كه قبل از قتل پدر بوده، يكى از ريشههاى اصلى قوانين اجتماعى و وجدان اخلاقى است، يعنى انسان، آن چه را موافق خواستهها و نيازهاى خود و جامعه مىبيند، «خوب» مىشمارد و آن چه را مزاحم و مخالف آن مىبيند، «بد» مىداند. اگر ستم، تعدّى، اجحاف، زورگويى، دزدى، تقلّب، رشوه خوارى و ... بد است، همه به خاطر آن است كه با زندگى فردى يا اجتماعى مادّى يا معنوى انسان مزاحمت داشته و سازگار نيست و اگر عدالت، امانت و حقشناسى و ... خوب است، به خاطر آن است كه با زندگى فردى و اجتماعى سازگار مىباشد؛ حتّى ندامت پسران