پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦ - تحقيق و بررسى
٣- انسان از نظر «جسم» و «روح» از تنهايى مىگريزد، در حالى كه ادامه زندگى، او را به سوى تنهايى سوق مىدهد، بستگان و دوستان او يكى پس از ديگرى از دست مىروند و جاى خالى آنها در زندگى او، به شكل وحشتناكى وى را در فشار قرار مىدهد.
ايمان به يك مبدأ ازلى و ابدى كه حمايت كننده و مهربان است مىتواند تا حدّ زيادى جاى خالى آنها را پر كند.
٤- مصائب، شكستها و ناكاميها خواه ناخواه در زندگى اغلب مردم وجود دارد؛ ايمان به يك مبدأ جبران كننده، و ايمان به زندگى جاودان پس از مرگ كه ميعادگاه همه انسانها باشد، بهترين تسكين دهنده آلام ناشى از اين حوادث است.
٥- ناراحتى وجدان را كه به هنگام ارتكاب گناهان و اعمال خلاف پيدا مىشود، مىتوان با ايمان به يك مبدأ بخشنده، آمرزنده و مهربان تسكين داد؛ وجود اين ناراحتى همانند نياز به تسكين آن از طريق ايمان به يك وجود قادر مافوق طبيعى قابل انكار نيست.
مجموع اين جهات پنجگانه و مانند آن از نظر روانى، اخلاقى و اجتماعى، نيازهايى در انسان به وجود مىآورد كه براى برطرف ساختن اين نيازها و تسكين آلام ناشى از آنها، به سوى يك ايمان مذهبى كشيده مىشود.
تحقيق و بررسى:
در برابر اين فرضيّه (فرضيّه گرايش به مذهب بر اثر انگيزههاى اخلاقى و اجتماعى) بايد به چند موضوع دقّت كرد:
١- شكّى نيست كه در محتواى يك مذهب صحيح و راستين قدرت جوابگويى به نيازهاى انسانى وجود دارد، خواه اين نيازها جنبه اجتماعى و اخلاقى داشته باشد يا جنبه فردى و جسمانى؟