پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١ - شفاعت و توحيد
به خصوص آن چه مربوط به عدالت اجتماعى و محو آثار استعمار و مبارزه منطقى با غلبه روح مادّيگرى و مكتبهاىِ الحادى است، دور نگه داشتهاند و به همين دليل در محيط فكرى آنها هيچ گونه سخنى از اين مسائل مطرح نيست و در حال بىخبرىِ وحشتناك، نسبت به مسائل روز به سر مىبرند.
در هر صورت آنها در مورد مسأله شفاعت چنين مىگويند: هيچ كس حق ندارد از پيامبر صلى الله عليه و آله شفاعت بطلبد و به طور مثال بگويد: «يا محمد اشفع لى عند اللّه»، زيرا خداوند مىگويد:
« «وَ أَنَّ المَساجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»؛ و اين كه مساجد از آن خداست پس هيچ كس را با خدا نخوانيد». [١]
در رساله «كشف الشبهات»، نوشته محمّد بن عبد الوهّاب چنين مىخوانيم:
«اگر كسى بگويد ما مىدانيم خدا به پيامبر صلى الله عليه و آله مقام شفاعت بخشيده و به اذن و فرمان او مىتواند شفاعت كند و چه مانعى دارد ما آن چه را كه خدا به او بخشيده از او تقاضا كنيم؟ در پاسخ مىگوييم: درست است كه خدا به او مقام شفاعت داده ولى با اين حال نهى كرده است كه از او شفاعت بطلبيم! و گفته است: «فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً»، علاوه بر اين مقام شفاعت، منحصر به پيامبر صلى الله عليه و آله نيست، فرشتگان و دوستان خدا نيز اين مقام را دارند، آيا مىتوانيم از آنها نيز درخواست شفاعت كنيم؟ اگر كسى چنين بگويد، پرستش و عبادت بندگان صالح خدا را كرده است»! [٢]
و نيز نامبرده در رساله «اربع قواعد» سخنى دارد كه خلاصهاش اين است:
رهايى از شرك تنها به شناسايى چهار قاعده ممكن است:
[١]. سوره جن، آيه ١٨.
[٢]. كشف الشبهات بنا به نقل «البراهين الجليّة»، ص ١٧.