برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧ - فضيلت تلاوت سوره
من در آنجا ديدم اين بود كه: «مشاهده كردم آن زن و قوم و ملتش در برابر خورشيد- نه در برابر اللّه- سجده مىكنند»! (وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ).
«و شيطان (بر آنها تسلط يافته و) اعمالشان را در نظرشان زينت داده» و افتخار مىكنند كه در برابر آفتاب سجده مىنمايند! (وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ).
و به اين ترتيب «شيطان آنها را از راه حق باز داشته» (فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ).
آنها چنان در بت پرستى فرو رفتهاند كه من باور نمىكنم به آسانى از اين راه بر گردند «آنها هدايت نخواهند شد» (فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ).
(آيه ٢٥)- سپس افزود: «آنها چرا براى خداوندى سجده نمىكنند كه آنچه در آسمانها و زمين پنهان است خارج مىكند، و آنچه را مخفى مىداريد و آنچه را آشكار مىسازيد مىداند» (أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ).
يعنى چرا براى خداوندى سجده نمىكنند كه غيب آسمان و زمين و اسرار نهفته آن را مىداند.
(آيه ٢٦)- و سر انجام سخن خود را چنين پايان مىدهد: «همان خداوندى كه معبودى جز او نيست و پروردگار و صاحب عرش عظيم است» (اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ).
و به اين ترتيب روى «توحيد عبادت» و «توحيد ربوبيت» پروردگار، و نفى هر گونه شرك تأكيد كرده و سخن خود را به پايان مىبرد.
(آيه ٢٧)- سليمان با دقت به سخنان هدهد گوش فرا داد، و در فكر فرو رفت، سپس چنين «گفت: ما تحقيق به عمل مىآوريم ببينيم تو راست گفتى يا از دروغگويان هستى»؟! (قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ).
سليمان نه هدهد را متهم ساخت و محكوم كرد، و نه سخن او را بىدليل تصديق نمود، بلكه آن را پايه تحقيق قرار داد.