برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩ - فضيلت تلاوت سوره
مىدهى» (قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَيْكِ فَانْظُرِي ما ذا تَأْمُرِينَ).
به اين ترتيب هم تسليم خود را در برابر دستورات او نشان دادند، و هم تمايل خود را به تكيه بر قدرت و حضور در ميدان جنگ!
(آيه ٣٤)- ملكه هنگامى كه تمايل آنها را به جنگ مشاهده كرد، در حالى كه خود باطنا تمايل به اين كار نداشت براى فرو نشاندن اين عطش، و هم براى اين كه حساب شده با اين جريان بر خورد، كند، چنين «گفت: پادشاهان هنگامى كه وارد منطقه آبادى شوند آن را به فساد و ويرانى مىكشانند»! (قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها).
«و عزيزان اهل آن را به ذلت مىنشانند» (وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً).
سپس براى تأكيد بيشتر گفت: «آرى اين چنين مىكنند» (وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ).
در حقيقت ملكه سبا كه خود پادشاهى بود، شاهان را خوب شناخته بود كه برنامه آنها در دو چيز خلاصه مىشود: «فساد و ويرانگرى» و «ذليل ساختن عزيزان»، چرا كه آنها به منافع خود مىانديشند، نه به منافع ملتها و آبادى و سر بلندى آنها و هميشه اين دو بر ضد يكديگرند.
(آيه ٣٥)- سپس ملكه افزود: ما بايد قبل از هر كار سليمان و اطرافيان او را بيازماييم و ببينيم به راستى چه كارهاند؟ سليمان پادشاه است يا پيامبر؟ ويرانگر است يا مصلح؟ ملتها را به ذلت مىكشانند يا عزت؟ و براى اين كار بايد از هديه استفاده كرد، لذا «من هديه قابل ملاحظهاى براى آنها مىفرستم تا ببينم فرستادگان من چه واكنشى را از ناحيه آنها براى ما مىآورند» (وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ).
پادشاهان علاقه شديد به «هدايا» دارند، و نقطه ضعف و زبونى آنها نيز همين جاست، آنها را مىتوان با هداياى گرانبها تسليم كرد، اگر ديديم سليمان با اين هدايا تسليم شد، معلوم مىشود «شاه» است! در برابر او مىايستيم، و گر نه پيامبر خداست در اين صورت بايد عاقلانه بر خورد كرد.