برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦ - فضيلت تلاوت سوره
را زير نقد كشيد و از آنجا كه مهمترين انحراف اين قوم مرفه نابسامانيهاى اقتصادى، و ظلم فاحش و حق كشى و استثمار بود، بيش از همه روى اين مسائل تكيه كرد.
نخست مىگويد: «حق پيمانه را ادا كنيد» و كم فروشى نكنيد (أَوْفُوا الْكَيْلَ).
«و ديگران را به خسارت نيفكنيد» (وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ).
(آيه ١٨٢))- «و با ترازوى صحيح، وزن كنيد» (وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ).
(آيه ١٨٣))- «و حق مردم را كم نگذاريد» و بر اشياء و اجناس مردم، عيب ننهيد (وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ).
«و در زمين تلاش براى فساد نكنيد» (وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ).
(آيه ١٨٤))- سپس شعيب در آخرين دستورش در اين بخش از سخن، بار ديگر آنها را به تقوا دعوت مىكند، و مىگويد: «و از خدايى بپرهيزيد كه شما و اقوام پيشين را آفريد» (وَ اتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ).
شما تنها قوم و جمعيتى نيستيد كه روى اين زمين گام نهادهايد، قبل از شما پدرانتان و اقوام ديگر آمدند و رفتند، گذشته آنها، و آينده خويش را فراموش نكنيد.
(آيه ١٨٥))- سر نوشت اين قوم خيره سر! جمعيت ظالم و ستمگر كه خود را در برابر حرفهاى منطقى شعيب بىدليل ديدند براى اين كه به خودكامگى خود ادامه دهند، سيل تهمت و دروغ را متوجه او ساختند.
نخست همان بر چسب هميشگى را كه مجرمان و جباران به پيامبران مىزدند به او زدند و «گفتند: تو فقط از افسون شدگانى»! (قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ).
(آيه ١٨٦))- به علاوه «تو فقط بشرى هستى همچون ما» چه انتظارى دارى كه ما پيرو تو شويم، اصلا چه فضيلت و برترى بر ما دارى؟ (وَ ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا).
«تنها گمانى كه در باره تو داريم اين است كه از دروغگويانى»! (وَ إِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبِينَ).
(آيه ١٨٧))- بعد از گفتن اين سخنان ضد و نقيض كه گاهى او را دروغگو و انسانى فرصت طلب كه مىخواهد با اين وسيله بر آنها برترى جويد، و گاه او را مجنون خواندند، آخرين سخنشان اين بود كه بسيار خوب «پس اگر راست مىگويى