برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧ - فضيلت تلاوت سوره
مىشود، و از نفوذ اشعه كشنده كيهانى كه از بيرون جو، به سوى زمين سرازير است جلوگيرى مىكند.
(آيه ٣٣)- و در اين آيه به آفرينش شب و روز و خورشيد و ماه پرداخته، مىگويد: «و اوست كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد» (وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ).
و «هر كدام از اينها در مدارى در حركتند» (كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ).
(آيه ٣٤)- همه مىميرند! در قسمتى از آيات گذشته خوانديم كه مشركان براى ترديد در نبوت پيامبر (ص) به مسأله انسان بودن او متوسل مىشدند. اين آيه اشاره به بعضى ديگر از ايرادات آنهاست: گاه آنها مىگفتند سر و صدايى كه پيامبر- و به گفته آنها اين شاعر- به راه انداخته دوامى ندارد و با مرگش همه چيز پايان مىيابد. (طور/ ٣٠) و گاه چنين مىپنداشتند كه چون اين مرد معتقد است خاتم پيامبران است بايد هرگز نميرد تا حافظ آيين خويش باشد، بنا بر اين مرگ او در آينده دليلى خواهد بود بر بطلان ادعاى او! قرآن در جمله كوتاهى به آنها پاسخ داده، مىگويد: «و ما براى هيچ بشرى قبل از تو زندگى جاويدان قرار نداديم» (وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ).
اين قانون تغيير ناپذير آفرينش است كه هيچ كس زندگى جاويدان ندارد.
وانگهى اينها كه از مرگ تو هم اكنون شادى مىكنند «اگر تو بميرى مگر خودشان زندگى جاويدان دارند»؟! (أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ).
بقاى شريعت و دين و آيين نياز به بقاى آورنده آن ندارد. ممكن است جانشينان او خط او را ادامه دهند.
(آيه ٣٥)- سپس قانون كلى مرگ را در باره همه نفوس، بدون استثناء چنين باز گو مىكند: «هر انسانى طعم مرگ را مىچشد» (كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ).
بعد از ذكر قانون عمومى مرگ اين سؤال مطرح مىشود كه هدف از اين حيات ناپايدار چيست و چه فايدهاى دارد؟