مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٢٥
اساس اين برداشت ، مراد از «خروج گناهكار از محدوده ايمان» را خروج از «ايمان كامل» مى داند و مى نويسد: از اين رو ، شخص گناهكار از محدوده كمال ايمان خارج مى شود ؛ ولى از اصل ايمان خارج نمى شود و اميد است كه به خواست و اراده الهى، رحمت و شفاعت شامل حال چنين شخصى گردد . [١] اگر با كمى دقّت به ديدگاه شارح نگريسته شود، روشن مى شود كه ريشه اين ديدگاه را بايد در باور وى در باره ارتباط عمل و ايمان جُست ؛ زيرا همان گونه كه پيش تر گفتيم، وى انجام دادن تكاليف و آراستگى به صفات پسنديده و ترك گناه و پيراستگى از صفات نكوهيده را، در رشد و شكوفايىِ ايمان و نورانيت قلب مؤمن بر اثر كمال ايمان وى، مؤثّر مى داند ؛ ولى اصل شكل گيرى ايمان را وابسته به عمل نمى داند. از اين رو ، در شرح رواياتى كه به گونه اى ، گناه را سبب از بين رفتن ايمان مى شمارند ، بر اين نكته پاى مى فشارد كه : گناه ، سبب از بين رفتن نورانيت قلب و نقصان ايمان و سقوط مؤمن به درجات و مراتب پايين ايمان است [نه اين كه كاملاً ايمان را نابود كند] . [٢]
٢ . دسته بندى روايات
در يك نگاه كلّى، رواياتى را كه به تبيين ارتباط ايمان و گناه پرداخته اند، مى توان به چهار دسته تقسيم كرد : [٣] دسته نخست : اين دسته ، شامل دو روايت است كه بر اساس آنها ، گناه سبب از بين
[١] همان، ج ٩، ص٢٦٦.[٢] ايشان در شرح رواياتى چند، به اين نكته اشاره مى كند. براى نمونه، ر. ك: همان، ج ٩، ص ٤١ و ص ٢٨٥ و ج١٠، ص ١١٦ و... .[٣] لازم به يادآورى است كه اين بررسى، در محدوده روايات كتاب الايمان و الكفر الكافى، انجام گرفته است.