مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣١٧
يك . رواياتى كه ايمان را به قلب نسبت مى دهند ؛ در حالى كه عمل ، مربوط به اعضاست . ما در گفتار پيشين ، به اين روايات اشاره كرديم و در اين جا از بازگفت آنها خوددارى مى كنيم. دو . رواياتى كه به مؤمن ، نسبت گناه و لغزش مى دهند . مثلاً امام صادق عليه السلام در روايتى فرموده است: مؤمن ، دو گونه است : مؤمنى كه در برابر عهد و پيمانى كه با پروردگارش بسته ، پا برجا و راستين است و به شرط خود وفا مى كند ؛ و مؤمنى كه چونان گياهِ تر و تازه ، گاه كج مى شود و گاه راست مى گردد . [١] از ديگر رواياتى كه در اين دسته از روايات جاى دارند ، روايتى است از امام باقر عليه السلام كه فرموده است: بر مؤمن است كه تا هفتاد گناه كبيره برادر مؤمن خود را بپوشاند . [٢] اين روايت و رواياتى از اين دست ، درستىِ ادّعاى شارح را اثبات مى كنند ؛ زيرا در اين روايت، به مؤمن، نسبت گناه كبيره داده شده است ؛ در حالى كه اگر حقيقت ايمان ، بسته به عمل بود، قطعاً يك گناه كبيره، شخص را به طور كامل از محدوده ايمان خارج مى كرد ؛ چه رسد به هفتاد گناه كبيره. [٣] سه . رواياتى كه عمل را سبب كاهش يا افزايش ايمان بنده مى دانند . براى نمونه ، امام صادق عليه السلام در روايتى فرموده است: مؤمن به ميزان ايمان و نيكويىِ كردارش ، گرفتار بلا و امتحان مى شود ؛ كسى كه ايمانى استوار دارد، بلا و امتحان او دشوارتر است ، و آن كه ايمانش كم رنگ و
[١] همان جا. نزديك به همين مضمون، روايات ديگرى از معصومان عليهم السلام وارد آمده است ر. ك: همان، ج٩، ص ١٩٨ ـ ١٩٩.[٢] همان، ج٩، ص ٩٩.[٣] در گفتارهاى بعدى، ذيل عنوان «ارتباط ايمان با گناه»، بيشتر سخن خواهيم گفت و در آن جا روشن مى شود كه چگونه ايمان با گناه، قابل جمع است.