مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣١٥
«تصديق» ياد مى كند. امّا آن گاه كه وى در مقام تبيين حقيقت ايمان ، بر آن است تا تعريفى از ايمان ارائه كند، يك يكِ اركان ايمان را بر مى شمرد و آن را تركيبى از اقرار زبانى و باور قلبى مى داند.
د . ارتباط ايمان و عمل ، از منظر شارح
ديدگاه دانشوران مسلمان در باره ارتباط ايمان و عمل ، به دو گونه تقسيم مى شود: در ديدگاه نخست ، حقيقت ايمان ، جدا از عمل است. اين ، نظر دسته اى است كه ايمان را يا صرف تصديق قلبى مى دانند و يا اقرار لسانى و امر قلبى در كنار هم . در ديدگاه دوم، عمل نيز يكى از اركان ايمان است و در تعريف ايمان ، نهفته است. اين دسته مانند شيخ صدوق، معتقدند كه ايمان ، تركيبى است از اقرار زبانى، باور قلبى و انجام دادن تكاليف و عمل به واجبات . اكنون بايد بنگريم كه مرحوم ملاصالح ، در كدام يك از اين دو دسته جاى مى گيرد و ديدگاه وى در اين باره چيست؟ براى رسيدن به پاسخ اين سؤال ، به سراغ آيات و رواياتى مى رويم كه وى براى تبيين حقيقت ايمان ، از آنها بهره جسته است . در پايان ، روشن خواهد شد كه وى ديدگاه نخست را پذيرفته ، ايمان و عمل را جدا مى داند .
١ . استناد به آيات
از نظر وى ، آياتى كه براى تبيين حقيقت ايمان كاربرد دارند ، سه دسته هستند: يك . دسته اى از آيات كه ايمان را امرى قلبى مى دانند و ما كه در گفتار پيشين ، بدانها اشاره كرديم ؛ مانند آيه «وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْاءِيمَانِ» . [١] دو . آياتى كه گناه را با ايمان ، قابل جمع مى دانند ؛ مانند آيه «و اگر دو گروه از مؤمنان ، با هم بجنگند» [٢] و يا آيه «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! در باره كشتگان ، بر
[١] سوره نحل، آيه ١٠٦.[٢] سوره حجرات، آيه ٩.