مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٨٦
است ؛ چرا كه علم ، گاه با كفر جمع مى شود ، همچنان كه ديدگاهى كه ايمان را عمل مى داند ، نادرست است ؛ زيرا عمل ، با نفاقْ قابل جمع است [١] و منافق ، عمل دارد. [٢] نويسنده تفسير مناهج البيان نيز در بحثى كه درباره ايمان مطرح كرده ، پس از بيان دو ديدگاه كه يكى ايمان را امرى مركّب از اعتراف قلبى و اعمال جوارحى مى داند، و ديدگاهى كه ايمان را امر بسيط قلبى ، يعنى اعتراف و اذعان به امور ضرورى اعتقادى مى داند و اعمال را از شرايط قبول و صحّت آن، ديدگاه نخست را درست و مطابق با كتاب و سنّت دانسته است. [٣] درباره شمار احاديث مربوط به تعريف ايمان و بيان مؤلّفه هاى آن ، يادآور مى شود كه شيح حرّ عاملى در الفصول المهمّة ، بابى گشوده است زير عنوان « باب أنّ الإسلام، الإقرار بالاعتقادات الصحيحة و الإيمان، الإقرار بالقلب و اللسان و العمل». در اين باب ، ٢٨ حديث نقل شده است. [٤] علّامه مجلسى نيز در بابى با عنوان «باب أنّ الإيمان جزء الإيمان وإنّ الإيمان مبثوث على الجوارح» ، سى حديث نقل كرده است. [٥] از احاديث پرشمار الكافىِ درباره ايمان ، مطالب بسيارى چون : تمايز اسلام از
[١] اين سخن علّامه ، دست كم در حوزه ديدگاه اماميه ، جاى تأمّل دارد ؛ زيرا منافق بنا بر آنچه در منابع كلامى آمده ، شرعا كسى است كه اظهار ايمان مى كند و كفر خود را پوشيده مى دارد (مناهج اليقين، ص ٥٣٦) . بنا بر اين ، با صِرف انجام دادن اعمال دينى و بدون تصديق قلبى ، ايمان حاصل نمى شود. گو اين كه اساسا منافق عملى نيز ندارد ؛ زيرا كسى كه مثلاً نماز مى گزارد ، در حالى كه به وجوب نماز و نزديكى جستن با آن به آستان الهى باور ندارد، نمازى ندارد (رسائل المرتضى ، ج ١ ، ص ٣٠٢). در ميان اماميه ، كسى به صرف اعمال جوارح بدون معرفت و تصديق قلبى ايمان اطلاق نكرده است تا عمل داشتن منافق نقضى بر ديدگاه عمل گرايانه در باب ايمان باشد. به ديگر سخن ، مقصود قائلان به اين كه ايمان عمل است ، تأكيد بر جزئيت عمل در ايمان است ، نه اخراج تصديق قلبى از حقيقت ايمان.[٢] همان جا.[٣] ر. ك : مناهج البيان، جزء اوّل، ص ١٤٧ ؛ توحيد الإمامية، ص ٩٨.[٤] ر. ك : الفصول المهمّة، ج ١ ، ص ٤٢٩.[٥] بحار الأنوار، ج ٦٦، ص ١٨.