مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٩٢
در اين جا مى خواهيم با مشيّت و يارى الهى، به بررسى اين احاديث در دو مرحله سند و دلالت بپردازيم و ببينيم آيا چنين برداشتى از اين احاديث، صحيح است يا خير؟ در كتاب الكافى، ذيل اين عنوان، تعداد ٩٢ حديث آمده كه بيشتر آنها مربوط به تفسير و تأويل آيات و يا بيان مصداقى از مصاديق آن بوده و دلالت آنها بر اين مطلب، واضح است؛ بلكه صريح در اين معنا هستند. در اين جا به عنوان نمونه، مى توان به چند حديث از اين باب اشاره كرد : [١] حديث اول ، دوم، هفتم ، دوازدهم ، پانزدهم ، هجدهم، چهلم و هفتادم از اين باب را به عنوان نمونه از جاهاى مختلف اين باب گزينش كرده و آنها را از نظر مى گذرانيم:
١ . حديث اوّل
عَنْ سَالِمٍ الحَنَّاطِ قَالَ قُلْتُ لِأبِى جَعْفَرٍ عليه السلام أخْبِرْنِى عَنْ قَوْلِ اللّه ِ ـ تَبَارَكَ وَتَعَالَى ـ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ المُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ قَالَ هِيَ الوَلايَةُ لِأمِيرِ المُؤْمِنِينَ عليه السلام . در اين حديث، همان گونه كه ملاحظه مى شود، ضميرى كه در آيه به كار رفته، تفسير و مراد اصلى و حقيقى آن بيان شده است.
٢ . حديث دوم
عَنْ إسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أبِى عَبْدِ اللّه ِفِى قَوْلِ اللّه ِ عز و جل إِنّا عَرَضْنَا الأمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالأرْضِ وَالجِبالِ فَأبَيْنَ أنْ يَحْمِلْنَها وَأشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَهَا الإنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً قَالَ هِىَ وَلايَةُ أمِيرِ المُؤْمِنِينَ عليه السلام . در اين حديث نيز مقصود از امانت الهى كه به بشر عرضه شده و او آن را پذيرفته و
[١] الاعتقادات، ص ٨٤.[٢] التبيان، ج ١ ، ص ٣ .[٣] تفسير مجمع البيان، ج ١ ص ٤٢.[٤] براى ملاحظه بيان كامل ايشان ر.ك: تفسير الصافى، ج ١، ص ٧٥؛ الوافى، ج ٣، ص ٨٨٥ و ج ٩، ص ١٧٧٨.[٥] تهذيب الاُصول، ج ٢، ص ١٦٥.[٦] البيان فى تفسير القرآن ، ص ٢٠٠ ـ ٢٠١ .[٧] البته ادلّه ديگرى نيز بر ردّ تحريف وجود دارد كه در جاى خود، در كتبى كه مفصّل به اين بحث پرداخته اند، مطرح شده است، مثل: كتاب صيانة القرآن من التحريف؛ تأليف آية اللّه معرفت كه ترجمه فارسى آن از سوى على نصيرى، با نام تحريف ناپذيرى قرآن به چاپ رسيده است) ونيز كتاب فصل الخطاب فى عدم تحريف كتاب ربّ الارباب، تأليف علّامه حسن زاده آملى (كه ترجمه فارسى آن از سوى عبد العلى محمّدى شاهرودى، با نام قرآن هرگز تحريف نشده، به چاپ رسيده است) و نيز سلامة القرآن من التحريف و تفنيد الافتراءات على الشيعة، نوشته فتح اللّه محمّدى (نجّار زادگان) .[٨] حديث هاى شماره ٨٣ ، ٩٠ ، ٩١ و ٩٢، در اين زمينه، قابل توجّه خاص اند و ما به خاطر طولانى بودن، نتوانستيم آنها را در متن مقاله بياوريم .