مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٨
اعتقادى ، در بين شيعيان ، زمينه رشد پيدا كرد. اين اختلاف ها و گرايش ها ، به طور عمده در زمينه رهبرى و امامت بود و اختلاف در حوزه مسائل فرعى و بخصوص مباحث فقهى ، كمتر زمينه ظهور پيدا مى كرد. اين اختلاف ها و گرايش هاى فرقه اى در بين شيعيان ، باعث مى شد تا پس از درگذشت هر كدام از امامان عليهم السلام ، پيروان امام پيشين به گروه ها و فرقه هاى مختلفى تقسيم مى شدند. اين اوضاع ، بعضى وقت ها به خاطر عوامل سياسى و بخصوص سختگيرى حاكميت وقت ، بسيار حاد مى شد و موجب تفرقه و گرايش هاى افزون ترى مى گشت. بديهى است كه مجهول بودن نام و نشان پيشواى بعدى براى توده مردم ، نقشى جدّى در اين سر در گمى داشت و از مطالعه اين اختلاف ها و گرايش ها ، مى توان چنين استنباط كرد كه براى توده شيعيان ، نام امامان و شمارِ آنان ، مبهم بود و از آن ، آگاهى نداشتند. طبيعت قضيه نيز چنين اقتضايى را داشت ؛ امّا نكته اى كه چنين استنباطى را به چالش مى كشد ، وجود روايات بسيارى است كه بيانگر مشخّص بودن نام و نشان و شمارِ امامان شيعه ، از زمان حيات رسول اكرم صلى الله عليه و آله و بر زبان آمدن آنها به وسيله ايشان و على عليه السلام است . مرحوم كلينى ، در كتاب حجّت اصول الكافى ، باب مستقلّى گشوده و در آن ، بيست روايت در اين باره ، نقل كرده كه گواه بر اين امر است. مقتضاى وجود اين روايات در ميان شيعه ، عدم تفرقه و چندگانگى است ؛ امّا چنين اتّحادى ، نه تنها به وجود نيامد ؛ بلكه چنان كه آمد ، پس از درگذشت هر كدام از امامان عليهم السلام گرايش هاى جديدى به وجود آمد. مرحوم شيخ مفيد ، گزارش خواندنى و عبرت آميزى از اين اختلاف ها و تجديد آن پس از درگذشت هر امامى ، آورده است. اين گزارش مفصّل را مى توان در كتاب وى ، ديد . [١] شيخ مفيد ، در اين گزارش ، تفرقه شيعيان پس از درگذشت هر
[١] الفصول المختارة ، ص ٢٩٦ به بعد.[٢] جامع الرواة، ج ١ ، ص ٦٣ .[٣] الفهرست ، ص٦٢ ، ح ٦٥.[٤] خلاصة الرجال ، ص ٦٣ .[٥] جامع الرواة ، ج ١ ، ص ٤٥٠ .[٦] رجال ابن الغضائرى ، ص ٤٣.[٧] جامع الرواة ، ج ١ ، ص ٩ .[٨] جامع الرجال ، ج ١ ، ص ٢٨٨.[٩] رجاليان ، ابو سَمينه را فردى با اعتقادات فاسد مى دانند و بر اين باور هستند كه وى ، در كوفه به دروغگويى اشتهار يافت و از آن جا به قم نزد احمد بن محمّد بن عيسى رفت ؛ امّا احمد بن عيسى ، پس از چند ماه ، به خاطر دروغگويى و غلو ، وى را از آن شهر ، بيرون نمود. همچنين ، از قول ابن قتيبه نقل شده است كه فضل بن شاذان (/ شادان) ، بارها مى خواست وى را در قنوتش لعنت كند. از قول وى آورده اند كه ابو سَمينه ، در بين دروغگويان مشهور ، از همه مشهورتر بود. تفصيل اين مختصر ، در جامع الرواة (ج ٢ ، ص ١٥٠) در ذيل شرح حال وى با عنوان: «ابو جعفر محمّد بن على بن إبراهيم بن موسى قرشى» ، آمده است .[١٠] ر . ك: جامع الرواة ، ج ١ ، ص ٢٢٥ : حسن بن محمّد بن سماعه .[١١] اختيار معرفة الرجال (رجال الكشّى) ، ج ٢ ، ص ٤٩٥ ، ش ٤١٢ ـ ٤١٩ .[١٢] در باره اين موضوع ، ر . ك: الرسائل الرجالية ، ج ٤ ، ص ١٤٠ به بعد.[١٣] در باره اين شخص و زيان هاى كتابى كه در باره سوره قدر نوشته ، مرحوم علّامه شوشترى مى گويد : اگر مرحوم ابن غضائرى ، هيچ نكته اى نياورده بود ، جز همين كه كتاب ابن جريش را كتابى بى ارزش شمرده است ، براى اعتبار وى ، كافى بود (ر . ك : قاموس الرجال ، ج ١٢ ، ص ٤٠٠) .[١٤] سوره آل عمران ، آيه ١٦٩ .[١٥] ر . ك : قاموس الرجال ، ج ١٠ ، ص ١٦٨ ، ش ٧٦٤٩ ، نيز ، ر . ك : جامع الرواة ، ج ٢ ، ص ٢٥١ .[١٦] رجال النجاشى ، ص ٣٣٥ ، ش ٨٩٩.[١٧] نقد الرجال ، ج ٣ ، ص ١١٩ ، ش ٣١٢٦.[١٨] نقد الرجال ، ج ٣ ، ص ١٩٤ ، ش ٣٣٨٤.