مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٤٨
٢٠ . سفيان بن مصعب عبدى ، نقل مى كند كه به محضر امام صادق عليه السلام وارد شدم . ايشان به امّ فروه (دخترش) ، [١] اشاره فرمود كه بيا و گوش كن كه بر جدّت حسين عليه السلام چه گذشت! آن گاه من شروع به خواندن مرثيه كردم و اين مصراع را گفتم : فَرْوَ جودى بدَمْعكِ المَسكُوبِ! [٢] يعنى : اى امّ فروه! سرشك خود را [در اين مصيبت] ريزان كن! راوى مى گويد كه امّ فروه ، آه و فريادى كشيد و ديگر بانوان نيز چنين كردند . ٢١ . در حديثى به اين بيت ، استشهاد شده است : اِنْ عادَتِ العقربُ عُدْنا لها وكانت النعلُ لها حاضِرهْ . [٣] يعنى : اگر عقرب بازگردد ، ما نيز باز مى گرديم ، در حالى كه كفش براى [زدن] او آماده است! ابن منظور ، نقل مى كند كه عقرب بن ابى عقرب ، يكى از بازرگانان مدينه بود كه در پرداخت حق مردم ، بسيار تعلّل مى كرد . روزى با فضل بن عبّاس معامله اى كرد و پول فضل را نداد . او نيز به درِ خانه عقرب رفت و ابياتى مثل بيت بالا را سرود . [٤] ٢٢ . امام صادق عليه السلام ، خطاب به دو نفر كه به ايشان ، اظهار ارادت مى كردند ، ولى فرمان امام را گردن نمى نهادند ، به اين سروده كثيّر عزّة ، استشهاد جستند : اَلا زَعمتْ بالغَيْبِ اَلّا أحبّها إذا أنا لم يَكْرُمْ علىَّ كريمُها؟ [٥] يعنى : آيا او نمى داند زمانى كه نزد من نيست ، اگر آنچه را دوست مى دارد ، دوست نداشته باشم ، او را دوست نداشته ام؟
[١] علّامه مجلسى گفته كه «اُمّ فَروه» هم كنيه مادر و هم كنيه دختر امام صادق عليه السلام بوده و در اين جا مراد ، دخترِ آن حضرت است . ر.ك : مرآة العقول ، ج ٢٦ ، ص ١٣٧ ـ ١٣٨ .[٢] الكافى ، ج ٨ ، ص ٢١٦ .[٣] همان ، ص ٢٦٠ .[٤] لسان العرب ، ج ١٠ ، ص ٢٢٨ .[٥] الكافى ، ج ٨ ، ص ٣٧٤ .