مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤١٤
مى برده اند كه كمترين آسيب را به آن نزند ؛ ولى نتيجه روند غفلت ما از طبيعت ، اين بوده است كه بيگانگى از طبيعت، بيگانگى از خود را براى انسان عصر ما به دنبال داشته است. در نگاه اوّل، آنچه به ذهن مى رسد ، برآورده شدن نيازهاى اوّليه انسان (همچون : خوراك ، پوشاك و مسكن) از طبيعت است. آدمى ، به ناچار براى به دست آوردن آنها دست به دامن طبيعت مى شود و خداوند هم، اين ظرفيت (برآوردن نيازهاى انسان) را در طبيعت قرار داده است. آب و هوا، درختان، گياهان، حيوانات، و به طور كلى ، طبيعت و محيط زيست ، نقش اساسى اى در زندگى بشر دارند. امام باقر عليه السلام در جواب مردى شامى كه پرسيده بود : «نخستين چيزى كه خدا خلق كرده، چيست؟» ، فرمود: آن ، آب بود كه همه چيزها را از آن آفريد و اصل هر چيز را از آب ، به آب پيوست و براى آب اصلى به چيز ديگر نپيوست كه او را بدان منسوب سازد . و باد را از آب آفريد، و سپس باد را بر آب چيره ساخت، و باد ، متن آب را شكافت، تا از آب ، كفى برجهيد به آن اندازه كه خواست بر جهد و از آن كف، زمينى سپيد و پاك آفريد كه در آن ، تَرَك و سوراخ و بلندى و پستى و درخت نبود . سپس آن را فراهم آورد و بالاى آب نهاد . سپس خدا آتشى را از آب آفريد و آتش، متن آب را شكافت تا از آب ، دودى برخاست آن قدر كه خداى مى خواست به آسمان برخيزد، و از آن دود ، آسمانى آفريد روشن و پاك كه نه تَرَكى در آن بود و نه سوراخى . اين است مقصود از فرموده پروردگار: «آسمان را برپا كرد . سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معيّن] درست كرد . و شبش را تيره و روزش را آشكار گردانيد» . [١] ... نه خورشيدى بود، نه ماهى، نه ستاره اى و نه ابرى . سپس آن را در هم پيچيد و روى زمينش نهاد، و سپس اين دو آفريده را به هم پيوند داد و آسمان را پيش از زمين برافراشت و اين است مفهوم سخن پروردگار كه: «و پس از آن ، زمين را با
[١] سوره نازعات، آيه ٢٧ ـ ٢٩ .[٢] سوره نازعات ، آيه ٣٠.[٣] الروضه من الكافى، ص ٩٤ ـ ٩٥ ؛ بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) ، ترجمه : حميد رضا آژير ، ص ١٢٩ .[٤] همان ، ص ٩٥.[٥] الفروع من الكافى، ج٦، ص ٣٨١ .[٦] سوره قاف ، آيه ٩.[٧] الكافى، ج٦، ص ٣٨٧، ح١.[٨] براى ديدن اين احاديث ، به «باب تطهير» و «باب فضل الماء» مراجعه شود .[٩] سوره انبياء ، آيه ٣٢.[١٠] بهشت كافى، ص ٣٢٠.[١١] همان، ص ١٢٦ ـ ١٢٧.[١٢] همان، ص ١٢٦ ـ ٢٦١.[١٣] همان، ص ١٢٦.[١٤] همان جا .[١٥] همان، ص ٢٧٣.[١٦] شرح اُصول الكافى ، ملّا صالح، ج١٢، ص ١٦.[١٧] بحار الأنوار، ج١٠، ص ٢٤٦، و ج٧٥، ص ٢٩١.[١٨] الفروع من الكافى، ج٥، ص ٢٦٠ . نظر علّامه مجلسى در مرآة العقول (ج١٩، ص ٣٣٢) بر اين است كه حديث ، مرسل است.[١٩] سوره ابراهيم ، آيه ٢٤ ـ ٢٥ .[٢٠] الفروع من الكافى، ج٥، ص ٢٦٣.[٢١] ر . ك : همان جا .[٢٢] بحار الأنوار، ج٣، ص ٨٦.[٢٣] الفروع من الكافى ، ج ٥ ، ص ٢٦٤ .[٢٤] مرآة العقول فى شرح أخبار آل الرسول، ج٩، ص ٣٣٨.[٢٥] الكافى، ج٥، ص ٢٦٤.[٢٦] گزيده كافى، ج٦، ص ٤٧.[٢٧] همان، ص ٤٨.[٢٨] الفروع من الكافى، ج٦، ص ٥٣٦.[٢٩] همان، ص ٥٣٧.[٣٠] همان، ص ٥٣٨.[٣١] همان، ص ٥٣٩.