مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٧٣
سياسى، مذهبى، يا جنسى) و تعارض هايى كه به طورعمده ، ميان فرد و جامعه بروز مى كنند ، در صورتى اختلال روانى تلقّى مى شوند كه همان گونه كه در بالا اشاره شد، نشانه اى از يك كژكارى در فرد باشد. [١] ٨ . پريرخ دادستان ، از چهار ديدگاه براى تعيين نابه هنجارى ياد مى كند : يك . ديد گاه آمارى ؛ دو . ديدگاه فرهنگى ؛ سه . ديدگاه آرمانى نگر يا تعيين الگوى به هنجارى ؛ چهار . به هنجارى به منزله سازش با توقّعات خود و توقّعات جهان بيرون . ٩ . روزنهان و سليگمن ، دو نفر از روان شناسان نامدار معاصر، عناصر نابه هنجارى را با هفت ملاكْ مشخّص مى كنند و توضيح مى دهند كه هر چه اين عناصر ، حضور بيشترى داشته باشند يا هر چه بتوان آنها را واضح تر ديد ، اطمينان بيشترى مى يابيم كه رفتار يا شخص ، نابه هنجار است . اين عناصر عبارت اند از: يك . رنج بردن ؛ دو . ناسازگارى ؛ سه . نامعقولى و غير قابل درك بودن ؛ چهار . پيش بينى ناپذيرى و فقدان كنترل ؛ پنج . مشهوربودن و نامتعارف بودن ؛ شش . تخلّف از معيارهاى اخلاقى و آرمانى ؛ هفت . ناراحتىِ مشاهده گر . اين روان شناسان ، تأكيد مى كنند كه براى وجود نابه هنجارى ، حداقل يكى از اين عناصر بايد حضور داشته باشد . [٢]
[١] متن تجديد نظر شده راهنماى تشخيص و آمارىِ اختلال هاى روانى ، ص ٢٩ .[٢] ر . ك : آسيب شناسى روانى ، ص ٨ ـ ١٢ .