مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٣٣
در مقابل ايمان و وجه تسميه آن را بدان جهت مى داند كه در حالت كفر، حقْ پوشانده مى شود. [١] اين واژه در اصطلاح لغويان ، در مقابل «شكر» نيز به كار مى رود . مراد از كفر در اصطلاح «كفران نعمت» نيز همين معناى كفر است. خليل بن احمد، كفران نعمت را ناسپاسى و عدم شكرگزارى معنا كرده است ؛ [٢] ولى برخى ديگر ، مراد از آن را انكار نعمت ها دانسته اند. [٣] بر اين اساس ، شخص كافر در حقيقت ، حقّانيت دين را ـ كه در حالت ايمان ، آشكار مى گردد و بدان شهادت داده مى شود ـ ، مخفى و پوشيده نگه مى دارد و آن جا كه كفر در مقابل شكر به كار مى رود ، بدين معناست كه گويا در اين حالت، نعمت الهى ناديده انگاشته شده است.
٢ . كفر در ديدگاه دانشوران
اكنون بايد بنگريم كه دانشوران اسلامى ، كفر را چگونه تعريف كرده اند. سيّد مرتضى ، كفر را انكار قلبى و تكذيب چيزى مى داند كه باور و تصديق آن ، واجب دانسته شده است. [٤] شيخ طوسى نيز همانند سيد مرتضى ، بر آن است كه شرط تحقّق كفر ، تنها انكار قلبى نسبت به امورى است كه شناخت آنها از سوى خداى تعالى واجب دانسته شده است . [٥] خواجه نصير و در پى او علامه حلّى، كفر را در مقابل ايمان دانسته اند و آن را «بى ايمانى» تعريف كرده اند ؛ چه با اعتقاد به خلاف آنچه در ايمان شرط است و چه
[١] مجمل اللغة ، ص ٩٣١.[٢] كتاب العين ، ج٣، ص ١٥٨٤.[٣] الصحاح تاج اللغة و صحاح العربية ، ج٢، ص ٨٠٧ ؛ مجمل اللغة ، ص ٩٣١ ؛ مصباح المنير ، ج٢، ص ٥٣٥.[٤] الرسائل، ص٢٨٠.[٥] الاقتصاد، طوسى ، ص ١٤٠.