مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣١٦
شما [حقّ] قصاص مقرّر شده است» . [١] سه . آياتى كه بعد از ثبوت ايمان در قلب بنده، وى را امر به اطاعت و پيروى مى كنند ؛ از جمله ، آيه «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خداى را اطاعت كنيد» [٢] . [٣] شارح پس از ياد كرد اين سه دسته آيه، بدين نتيجه مى رسد كه ايمان ، حقيقتى است جدا از عمل ؛ زيرا آيات دسته نخست ، ايمان را امرى قلبى دانسته اند و آيات دسته دوم نيز گواه آن اند كه از مؤمن نيز گناه و عمل ناشايست سر مى زند. در واقع ، اين دسته آيات ، ايمان را قابل جمع با كردار زشت دانسته اند. حالْ آن كه اگر حقيقت ايمان ، وابسته به عمل بنده بود، مى بايست قرآن نيز گناه و معصيت آدمى را به طور كامل ، از محدوده ايمان خارج مى كرد . در آيات دسته سوم نيز ابتدا، تحقّق ايمان بنده در قلب وى ، ثابت دانسته شده و سپس وى دستور يافته كه به اطاعت و انجام دادن تكليف همّت گمارد . به ديگر سخن ، شخص در آغاز ، با اعتقاد و باور قلبى و اقرار زبانى به باورهاى قلبى خود ، پاى در محدوده ايمان مى نهد و آن گاه به جهت اعتقادى كه در دل دارد، وظايفى بر عهده وى نهاده مى شود. از اين روست كه شارح ، همه اين آيات را گوياى جدايىِ حقيقت ايمان از عمل مى داند و نتيجه مى گيرد كه در واقع ايمان ، چيزى است و عمل ، چيزى ديگر.
٢ . استناد به روايات
شارح در تأييد ديدگاه خود (جدايىِ ايمان از عمل) به روايات نيز چنگ مى زند. رواياتى كه شارح بدانها استشهاد مى كند ، به چند دسته تقسيم مى شوند:
[١] سوره بقره، آيه ١٧٨.[٢] سوره نساء، آيه ٥٩.[٣] شرح اُصول الكافى، ج٨، ص ٤٦.