مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣١٠
پيش تر گفتيم كه ابو حنيفه بر خلاف ديگر عالمان اهل سنّت ، ايمان را صرف اعتقاد قلبى مى داند .
ج . حقيقت ايمان در روايات ، از منظر ملّاصالح مازندرانى
ديدگاه ملّا صالح درباره مفهوم ايمان ، در شرح روايات بسيارى نمود پيدا كرده است. ما در اين گفتار، به شرح وى بر چند نمونه از احاديثى كه در آنها به تعريف ايمان پرداخته شده ، اشاره مى كنيم و سپس به تبيين ديدگاه وى مى پردازيم. شارح در شرح نخستين روايت از باب «أنّ السكينة هى الإيمان» ، براى تبيين حقيقت ايمان به چند آيه استشهاد مى كند كه در آنها ايمان ، به «قلب» نسبت داده شده است . براى نمونه ، به اين آيات : «[ولى] قلبش به ايمان اطمينان دارد» . [١] «و هنوز ايمان ، داخل دل هاى شما نشده است» . [٢] «در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته است» . [٣] از نگاه شارح، ظاهر اين آيات گواه بر آن است كه ايمان، امرى قلبى است و به ديگر سخن، جايگاه ايمان، قلب آدمى است. [٤] شارح در شرح چندين روايت نيز با توجه به مضمون روايت، ايمان را امرى قلبى معرّفى مى كند. از جمله در شرح روايتى از امام صادق عليه السلام ، كه فرموده است: ايمان، چيزى است كه در قلب جاى مى گيرد و به سوى خدا مى كشاند و عمل نيز با انجام دادن عبادات و تسليم شدن در برابر دستورهاى خداوند ، آن را تصديق مى كند . [٥]
[١] سوره نحل، آيه ١٠٦.[٢] سوره حجرات، آيه ١٤.[٣] سوره مجادله، آيه ١٤.[٤] شرح اُصول الكافى، ملّاصالح، ج٨، ص ٤٦ و ٧٦.[٥] همان، ص ٨٠.