مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٨٤
تصريح كرده كه حقيقت ايمان ، اعتقاد قلبى به خدا و پيامبر و امام و گفتار با زبان (اظهار شهادتين و اقرار به امامت) و عمل به جوارح (نماز، زكات، روزه، حج و جهاد) است. [١] محقّق نراقى ، عمل را جزوِ ايمان و اسلام دانسته است. [٢] فيض كاشانى نيز در اين باره ، سخنى درخور توجّه دارد. وى معتقد است كه فسق ، با اصل ايمانْ ناسازگار نيست و در صورتى كه شخص ، با علم به زشتى گناه ، مرتكب آن شود، با كمال ايمان ، ناسازگار است. [٣] از اين كلام فيض برمى آيد كه وى عمل را داخل در حقيقت ايمان نمى داند ؛ امّا وى در ادامه بحث ، تصريح مى كند كه تحقيق ، آن است كه هر گاه امر ترك شده، يكى از اصول پنج گانه اى باشد كه اسلام بر آنها استوار است، يا عمل ارتكابى ، يكى از كبائر باشد، صاحب آن ، مادام كه توبه نكرده يا در انديشه توبه نيست، از اصل ايمان ، بيرون است ؛ زيرا اين امر ، با تصديق قلبى ، قابل جمع نيست. چنين كسى ، كافر است به كفر استخفاف و رواياتِ داخل بودن عمل در اصل ايمان ، بر اين تفسير حمل مى شود . [٤]
[١] العمده، ص ٦٧ ـ ٦٨.[٢] عوائد الأيّام، ص ٩٧. وى اين ديدگاه را در ضمن بحث از اين كه آيا كفّار به فروع مكلف اند يا نه ، مطرح كرده است.[٣] الوافى، ج ٣ ، ص ١٠٢.[٤] همان، ص ١٠٢.