مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٧٣
عظيم، بزرگ و مخالفت پروردگار شكوه مند، سترگ است. اين امر (بزرگى گناه) با اين كه برخى از گناهان ، فى نفسه ، موجب قدح در عدالت باشند، و برخى با اصرار، منافات ندارد. چنان كه پرهيز از برخى ، مايه گذشت از برخى ديگر است، آن گونه كه صريح آيه است . [١] از مجموع مطالب ياد شده ، آشكار است كه عالمان پيشين اماميه ، با شيخ مفيد ، هم رأى بوده اند و عالمان پسين ، از اين ديدگاه برگشته اند و با نوبختيان ، هم داستان شده اند. [٢] شيخ كلينى ، احاديث مربوط به گناهان كبيره را در بابى با عنوان «بَابُ الْكَبَائِرِ» گرد آورده كه شامل ٢٤ حديث است. احاديث اين باب ، شامل مطالب گونه گونى درباره اين موضوع است كه در اين جا به برخى از آنها اشاره مى كنيم. درباره نسبى يا مطلق بودن كبائر ـ كه موضوع اختلافىِ شيخ مفيد با نوبختيان است ـ ، به نظر مى رسد كه ظاهر اين احاديث مى تواند مطلق بودن كبيره و صغيره را برساند. چنان كه محقّق اردبيلى ، «اخبار بسيار الكافى» را يكى از ادلّه نسبى نبودن گناهان كبيره و صغيره دانسته است. [٣] از نظر برخى ديگر از عالمان، تعريف كبائر در روايات و شمارش آنها نشانه نسبى نبودن آنهاست. [٤] از ديگر مطالب باب كبائر ، تعريف آن است كه چند حديث در اين باره رسيده
[١] مرآة العقول، ج ١٠ ، ص ٤.[٢] البته توجّه داريم كه اشتراك در اصل آموزه است و از آن جا كه از مبنا و خاستگاه ديدگاه نوبختيان ، تبيينى در دست نيست ، نمى توان هماهنگى را به مبناى نظريه نيز سرايت داد. گفتنى است كه در ميان اشاعره نيز هر دو ديدگاه درباره مفهوم كبيره ، مطرح شده است. در حالى كه جوينى ، از پيشينيان ، كبيره و صغيره بودن را نسبى دانسته (الارشاد، ص ٣٩١) و تفتازانى ، از پسينيان ، از مطلق بودن آن دو ، دفاع كرده است (شرح المقاصد، ج ٥ ، ص ١٦٢) .[٣] مجمع الفائدة، ج ١٢ ، ص ٣١٥. اين گونه كه تاب نسبى بودن را نيز دارد ، چنان كه شيخ حرّ عاملى ياد آور شده است (وسائل الشيعة، ج ١٥ ، ص ٣١٨).[٤] ر.ك : جواهر الكلام، ج ١٣ ، ص ٣٠٦.