مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٧٠
نيست ؛ بلكه در سنجش با گناه ديگر، صغيره به شمار مى رود. [١] به تعبير ديگر ، همه گناهان ، كبيره هستند ؛ امّا در سنجش با گناه بزرگ تر ، صغيره ناميده مى شوند. مفهوم اين سخن ، نسبى بودن كبيره و صغيره است. در حالى كه آل نوبخت ، همسو با اهل وعيد و معتزله ، مخالف اين رأى هستند ؛ [٢] يعنى برخى گناهان را فى نفسه صغيره و برخى ديگر را كبيره مى دانند . بحث كبائر ، در اصل ، يك موضوع قرآنى و روايى است. از همين رو ، مفسّران در ذيل آيات متعلق به آن [٣] و شارحان متون حديثى در ذيل ابواب و احاديث مربوط ، به اين بحث مى پردازند. [٤] در منابع فقهى نيز در مباحث مربوط به عدالت (مثلاً در صفات شاهد) يا ايمان (مانند شرايط دريافت كننده زكات) ، اين بحث مطرح مى شود و انصافاً فقيهان اماميه در اين باره ، پژوهش هاى ارجمندى را سامان داده اند. [٥] در دانش كلام و ملل و نحل نيز بحث كبائر ، از مباحث مرتبط با آموزه اسما و احكام و وعد و وعيد است. در حقيقت ، ديدگاه خوارج ، مبنى بر كافر بودن مرتكب كبيره و ديدگاه معتزله در قول به منزلة بين المنزلتين، بحث از كبائر و احكام مرتكب آن را در رده مباحث مهم كلامى و فرقه شناختى نهاد. [٦] ديدگاه شيخ مفيد در نسبى بودن گناه كبيره و صغيره ، چندين سده پس از وى در
[١] أقول : إنه ليس فى الذنوب صغيرة فى نفسه و إنما يكون فيها بالإضافة إلى غيره (أوائل المقالات ، ص ٨٣، گفتار ٦٤).[٢] همان جا.[٣] ر . ك : سوره نساء ، آيه ٣١ ؛ سوره نجم ، آيه ٣٢ .[٤] ر . ك : مرآة العقول، ج ١٠ ، ص ١ به بعد.[٥] ر.ك. ايضاح الفوائد، ج ١ ، ص ١٩٨ و ج ٤ ، ص ٤٢١ ؛ مسالك الأفهام، ج ١٤ ، ص ١٦٥ ؛ مجمع الفائدة و البرهان ، ج ١٢ ، ص ٣١٥. در اين باره ، بحثى گسترده و مستدل در جواهر الكلام (ج ١٣ ، ص ٣٠٥) نيز وجود دارد.[٦] براى تعريف معتزله از گناه كبيره و صغيره و احكام مرتكبين آن دو ، ر.ك : شرح الاُصول الخمسة، ص ٤٧١ به بعد. خوارج ، منكر وجود معصيت صغيره هستند (ر . ك : همان، ص ٤٢٧).