مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٦١
كفرى كه با آن از دنيا رفته (با توجّه به بطلان احباط كه ديدگاه قائلان موافات است) ، مستحقّ عقاب دائم است و اجتماع اين دو در يك حالت ، اجماعا باطل است. [١] حمصى ، در باب آياتى مانند : «إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا» ، [٢] معتقد است كه مقصود ، اظهار ايمان است ، نه كسى كه تحقيقا ايمان آورده است. [٣] آن گونه كه در دو آيه زير نيز ايمان حقيقى مراد نيست: «فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ» [٤] و «فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ» ؛ [٥] زيرا در اين امور ، ايمان حقيقى ، معتبر نيست. [٦] از ديگر عالمان قائل به موافات ـ افزون بر مفيد و حمصى ـ مى توان به سيّد مرتضى ، [٧] شيخ طوسى ، [٨] حلبى ، [٩] طبرسى [١٠] و ابن شهر آشوب [١١] اشاره كرد. نويسنده الياقوت نيز برخلاف نوبختيانى كه ديدگاه ايشان در سخن شيخ مفيد گزارش شده ، قائل به موافات است. [١٢] در برخى منابع ، اين ديدگاه ، به مرجئه نسبت داده شده است. [١٣]
[١] همان جا.[٢] سوره نساء ، آيه ١٣٧.[٣] چنان كه از كلام حمصى رازى آشكار است ، قائلان به موافات ، مواردى مانند ارتداد را كاشف از عدم ايمان شخص مرتد مى دانند ، نه بازگشت از ايمان حقيقى.[٤] سوره ممتحنة ، آيه ١٠.[٥] سوره نساء ، آيه ٩٢.[٦] المنقذ من التقليد ، ج ٢ ، ص ٧٣ .[٧] شرح جمل العلم و العمل، ص ١٥٨.[٨] الاقتصاد، ص ١٣٤.[٩] تقريب المعارف، ص ٣٦٩.[١٠] مجمع البيان، ج ١ ، ص ١٨٨ و ج ٢ ، ص ٧٧.[١١] متشابه القرآن و مختلفه، ج ١ ، ص ١١١.[١٢] الياقوت، ص ٦٥ ؛ انوار الملكوت، ص ١٧٩: «المؤمن لا يصح منه الكفر و إلا أدى إلى تعذّر استيفاء الحق منه لانعقاد الاجماع على انه لاينفك عن إحدى النفعين». علّامه حلى در شرح آن ، استدلالى با مضمون استدلال حمصى آورده است. ايشان در اين جا به شرح ديدگاه نويسنده الياقوت پرداخته و از بيان ديدگاه خود ، خوددارى كرده است. خواهيم گفت كه علّامه حلّى ، از مخالفان موافات است.[١٣] ابكار الأفكار، ج ٣ ، ص ٣٣٥.